دسته
دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 140484
تعداد نوشته ها : 330
تعداد نظرات : 258
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

به نام الله منان*

 

و امروز دشمنان ایران زمین می دانند که دسیسه های آنها برای دلخوشی خودشان است

آنها باور نمی کنند که مردم جمهوری اسلامی ایران حق را باور کرده اند و آزادی اسلامی را از اعماق وجود درک کرده اند

دشمنان ایران بدانند که ما برای انتخابات چه شور و عشقی داریم و هر لحظه برای
روز 22 خرداد ماه که روز نابودی دشمن است -لحظه شماری می کنیم

دشمنان ایران زمین از عدد 22 بسیار خشمگین می شوند

چرا که 22 بهمن ماه روز پیروزی انقلاب و 22 خرداد روز ناله و فقان و آه آنان است

ای اسرائیل غاصب و ای آمریکا و ای کسانی که با مملکت ما و رهبر عزیز ما و دولت خدمتگزار ما

به دشمنی برخاسته اید-شما را خطاب می نماییم

که اگر ولی امر ما -امر فرماید لحظه ای شما را به حال خود وا نخواهیم گذاشت

و این تذکر را آویز گوش خود قرار دهید

که شما دشمنان -همپیمانان ابلیس حرامید*

هر چقدر دوست دارید علیه ملت ایران گردو خاک بپا کنید

ولی تا جان در بدن داریم شما را دشمن می داریم و از کینه های شما نسبت به انقلاب پاکمان غافل نمی شویم

همان گونه که مردم بی گناه لبنان و فلسطین و ... را بخاک و خون کشیدید

ما هم با هر رای خود-شما را به خاک و خون می کشیم

شما دشمنان ایران زمین می دانید که قدرت
تفکر و انتخاب*** از قدرت توپ و تانک و... بسیار بیشتر و کار سازتر است

برای همین نمی خواهید ملت عزیز ایران با تفکر و عزم و انتخاب خود به قله ی کمال برسد

ملت ایران می داند که شما نمی خواهید روزی دست گدایی بسوی مملکت ایران دراز کنید

ولی تقدیر این است که روزی حق بر کفر پیروز گردد

اسرائیل از 22 ننگ دید-آمریکا و هم دستانش از 22 ننگ و ذلت دید و 22 خرداد هم ننگ تبلیغات واهیشان را خواهند دید

و پیروز است جمهوری اسلامی ایران***

 

يکشنبه بیست و هفتم 2 1388

 

اخلاق انتخاباتی از دیدگاه مقام معظم رهبری

بایسته‌های اخلاق انتخابات از دیدگاه مقام معظم رهبری

 

عدم تخریب و حفظ سلامت فضای انتخابات

 

انتخابات خیلی مهم است؛ همه بایستی نسبت به این انتخابات احساس تکلیف کنیم؛ هم مسئولان، هم آحاد مردم و هم مجموعه‌های گوناگون سیاسی و اجتماعی، و فعالانی که در کشور هستند. اولاً سلامت این انتخابات‌ها مهم است، که خوشبختانه مسئولان کشور به این توجه دارند، ما هم همیشه تأکید کرده‌ایم و حالا هم هست. باید از آرای مردم به طور کامل صیانت بشود. در همین اندازه از لحاظ اهمیت، حفظ سلامت فضای انتخابات، قبل از شروع انتخابات است که بایستی سلامت فضا را حفظ کنید. بعضی فضای انتخابات را خراب می‌کنند؛ تخریب کردن، اهانت کردن و خرد کردن شخصیت‌های گوناگون، همه بر خلاف اقتضای سلامت انتخابات است. هم مطبوعات، هم رادیو و تلویزیون، هم کسانی که به ابزارهای گوناگون ارتباط جمعی دیگر مجهز هستند- رایانه‌ها و شیوه‌های رایانه‌ای- هم کسانی که یک منبری برای سخن گفتن دارند؛ مثل خطبای جمعه و نمایندگان مجلس شورای اسلامی؛ همه توجه داشته باشند که «تخریب، فضای انتخابات را خراب می‌کند». شما از آن کسی که به او علاقه‌مندید، دفاع کنید؛ هیچ مانعی ندارد؛ اما به آن کسی که رقیب اوست، مطلقاً حمله نکنید؛ تخریب نکنید. این تخریب و این حرف‌زدن‌ها و اهانت کردن‌ها، نه حجیت دارد برای مستمعان، و نه جایز است؛ به خاطر اینکه فضا را خراب می‌کند. بنابراین مسئله‌ی حفظ سلامت خود انتخابات و حفظ سلامت فضای انتخابات، خیلی مهم است.

 

امروز کشور بیش از هر زمان، نیازمند وحدت و همدلی مسوولان محترم است و ملت بزرگوار نیز همین انتظار را از مدیران کشور دارند.

 

همه سعی کنند مشارکت عمومی را تضمین و به تحقق یافتن آن کمک کنند.

 

مسئله‌ی دخالت نیروهای نظامی در انتخابات، بر زبان‌هایی از سیاستمدارها جاری شده، که این واقعیت ندارد و ظلم به نیروهای نظامی هم هست، که اینها را متهم کنند. می‌بینید سال‌های متمادی است که در انتخابات، به درخواست وزارت کشور، فقط نیروهای انتظامی برای حفاظت از صندوق‌ها به آنها کمک می‌کنند و هیچ دخالت دیگری نیست؛ منتها در عین حال، ما‌ تأکید می‌کنیم- مخصوص نیروهای نظامی هم نیست، نیروهای دولتی کلاً- که در مسائل انتخابات، نباید دخالت بکنند؛ بگذارند مردم و گروه‌ها در تهیه‌ی فهرست‌های نامزدهای انتخاباتی آزاد باشند. مسئولان دولتی و کسانی که دستشان به‌ کارهای اجرای بند هست، اینها هیچ دخالتی نکنند. و بگذارند مردم خودشان این کارها را انجام بدهند؛ یعنی شخصیت‌های اشخاص مسئول دولتی در نتایج انتخابات اثر نگذارد. بگذارید تبلیغ بکنند و مردم با رقابت آماده، عمل بکنند. 1

 

حفظ اتحاد

 

وظیفه‌ی ما در درجه‌ی اول، حفظ اتحاد کلمه است. انتخابات با همه‌ی محسناتی که دارد و با شور و هیجانی که در جامعه ایجاد می‌کند- که یکی از بزرگترین حماسه‌ها را در طول سال‌ها به‌وجود می‌آورد- معمولاً در هر دوره‌یی این عارضه را هم دارد که بین گروه‌ها و افرادی از مردم دلتنگی‌هایی ایجاد می‌کند؛ بین جناح‌ها دلتنگی ایجاد می‌شود؛ بین گرایش‌های فکری و سیاسی دلتنگی‌هایی ایجاد می‌شود؛ بین سلائق گوناگون- ولو با خط مشی واحد- دلتنگی‌هایی به‌وجود می‌آید؛ بین اشخاص و افراد دلتنگی‌هایی به وجود می‌آید. ما باید بسرعت این عارضه را ترمیم کنیم. این ترمیم هم دست یک نفر نیست که بگوییم کدام سازمان، کدام مقام و کدام دستگاه این کار را بکند؛ این به عهده‌ی همه است. در درجه‌ی اول هم وظیفه‌ی سنگین‌تر به عهده‌ی افرادی است که شأن بالاتری دارند. 2

 

وظیفه‌ی ما در درجه‌ی اول، حفظ اتحاد کلمه است. انتخابات با همه‌ی محسناتی که دارد و با شور و هیجانی که در جامعه ایجاد می‌کند- که یکی از بزرگترین حماسه‌ها را در طول سال‌ها به‌وجود می‌آورد- معمولاً در هر دوره‌یی این عارضه را هم دارد که بین گروه‌ها و افرادی از مردم دلتنگی‌هایی ایجاد می‌کند؛ بین جناح‌ها دلتنگی ایجاد می‌شود؛ بین گرایش‌های فکری و سیاسی دلتنگی‌هایی ایجاد می‌شود؛ بین سلائق گوناگون- ولو با خطمشی واحد- دلتنگی‌هایی به‌وجود می‌آید؛ بین اشخاص و افراد دلتنگی‌هایی به وجود می‌آید. ما باید بسرعت این عارضه را ترمیم کنیم.

 

بیداری اسلامی

 

بیداری اسلامی، به واقعیتی انکار ناپذیر تبدیل شده است بگونه‌ای که غربی‌ها نیز اعتراف می‌کنند که امروز در هر کشور اسلامی انتخابات حقیقی برگزار شود، عناصر معتقد و پایبند اسلام به عنوان منتخبان ملت‌ها، زمام امور را در دست می‌گیرند و همین امر باعث شده است غربی‌ها با وجود ادعای طرفداری از دمکراسی، از برگزاری انتخابات حقیقی در کشورهای اسلامی هراسان باشند. 3

 

مردم سالاری متکی بر ایمان

 

مردم سالاری در کشور ما، یک مردم سالاری حقیقی متکی به ایمان است. مردم از روی احساس وظیفه‌ی دینی است که در عرصه‌ی انتخابات وارد می‌شوند و طبق تشخیص خود گزینش می‌کنند و رأی خود را به صندوق می‌اندازند. 4

 

انتخابات بر پایه عقاید

 

در انتخابات، مردم در حقیقت به پایه‌های اعتقادی خودشان و به آنچه بر آن پایه‌ها مبتنی است، رأی می‌دهند. مردم عقاید خود را دوست می‌دارند و به این عقاید و مبانی پایبند هستند؛ و همین مبانی هم ما را پیش می‌برد. لذا جمهوریت- یعنی مردم سالاری به معنای واقعی کلمه- در این کشور همواره با اعتقاد به اسلام و حرکت در جهت اسلام همراه است و ان‌شاء‌الله بستر جریان مردم سالاری و پیشرفت و رشد این حالت و نهادینه شدن روحیات ناشی از مردم سالاری اسلامی روز به روز در کشور گسترش پیدا خواهد کرد. 5

 

ملت برنده انتخابات

 

امروز بر اثر گستاخی و بی‌پروائی حماقت‌آمیز زمامداران آمریکا و انگلیس، نقاب خدعه و نفاق آنان شکاف برداشته و نفرت از این مستکبران، به دست خودشان دل ملت‌ها و جوانان مسلمان را انباشته است. امروز در هر کشور اسلامی، انتخابات آزاد صورت گیرد، ملت‌ها بر ضد خواسته‌ی آمریکا و انگلیس رأی خواهند داد.

 

توصیه اینجانب به جریان‌ها و گروه‌ها و احزاب سیاسی آن است که بحث دل آزار برنده و بازنده را به کنار بگذارند و به اختلاف دشمن شادکن دامن نزنند، برنده‌ی این انتخابات ملت است و همه‌ی کسانی که در انتخاب شرکت داشته‌اند اعم از آنها که خود یا نامزد مورد علاقه‌شان رای‌ آورده یا نیاورده‌اند، همه برنده‌اند، بازنده‌ی این انتخابات، امریکا و صهیونیسم و دشمنان ملت ایرانند همه با همدلی به یکدیگر و به دولت خدمتگزار کمک کنید تا گره‌ها یکی پس از دیگری گشوده شود.‌ ‌ 6

 

وحدت و همدلی مسئولان

 

امروز کشور بیش از هر زمان، نیازمند وحدت و همدلی مسوولان محترم است و ملت بزرگوار نیز همین انتظار را از مدیران کشور دارند. انتخابات برای مصالح کشور و ملت ما دارای اهمیت حیاتی است و باید سالم، با نشاط و پرشور برگزار گردد. این یکی از وظایف مسوولان و ادای دین در برابر ملت فداکار و مجاهدات و خون‌های مطهر شهیدان است و به خاطر آن شایسته است که برخی گلایه‌های دستگاه‌ها از یکدیگر نادیده گرفته شود و همه دست در دست، این‌گونه وظایف بزرگ را به بهترین و سالم‌ترین وجه به انجام برسانند. 7

 

پی نوشت‌ها:

 

1- بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام (18/7/85)

 

2- بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری (17/6/84)

 

3- دیدار کارگزاران نظام و قشرهای مختلف مردم (11/6/84)

 

4- بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری (13/6/84)

 

5- بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای هیأت دولت (10/5/84)

 

6- پیام مقام معظم رهبری به کنگره‌ عالیه حج (29/10/83)

 

7- پاسخ رهبر انقلاب به نامه روسای قوای مجریه و مقننه و برگزاری انتخابات در موعد مقرر (18/11/83)

دسته ها : انتخابات
يکشنبه بیست و هفتم 2 1388
یکی از آفات حیات سیاسی در کشورهای جهان سوم و از جمله ایران، مقوله "سیاست" زدگی، در میدان تصمیم گیری های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی است. به زبان دیگر عمده تصمیم گیری ها و موضع گیری ها و اقدامات احزاب و گروهها و مدیران، ممزوج با منافع باندی و گروهی است. بجای اینکه سیاست ها و برنامه ها منبعث از نگرش سیستمی و عقلی و در چارچوب منافع ملی باشد، برخاسته از سیاست ها و احساسات و هیجانات و نگرش های فردی و در نهایت جمع محفلی و باندی است.
شکی نیست که امروزه، مفاهیمی مثل عدالت، دموکراسی، آزادی، حکومت و توسعه یافتگی، قبل از اینکه در قالب سیاست قرار بگیرد، موضوعاتی کاملاً عقلی و فلسفی هستند و قبل از هر فضایی، باید در حوزه عقل و منطق و علم مورد بحث و بررسی قرار بگیرد.
گذری بر تاریخ همه کشورهای توسعه یافته، حاکی از این واقعیت است که آنان برای رسیدن به توسعه، بی کم وکاست قواعد و قوانین مشترکی را تجربه کرده اند که همه آن اصول، حتماً غیر سیاسی و غیر احساسی و دقیقاً با علم و حلم و محاسبه و دقت و ظرافت در حیات سیاسی همراه بوده است.
چه کسی امروز می تواند ادعا کند که آموزش رکن اساسی در برنامه ریزی توسعه نیست و یا اینکه بحث علمی و حاکمیت عقلی، رکن رکین توسعه نیست. چه جامعه ای را در تاریخ سراغ داریم که توسعه پیدا کرده باشد، اما نظم و سازماندهی قانونی در آن نهادینه نشده باشد و یا فاقد آرامش اجتماعی و یا توسعه اقتصادی باشد.
بنابراین، برای رسیدن به توسعه و پایداری سیاسی و اجتماعی و اقتصادی باید مجموعه ای از اصول و قواعد عقلی و علمی را برای تکامل جامعه مراعات نمود.
شکی نیست که در علوم انسانی، توسعه یافتگی، مجموعه ای از علل و عوامل را در بردارد و ما نمی خواهیم بگوییم که علل توسعه یافتگی جوامع پیشرفته، فقط عواملی خاص و مشخص هستند، اما حتماً علت العللی که بسیار تعیین کننده است و توسعه یافتگی جامعه را به طور جدی جهت می دهد، وجود دارد که در همه جوامع مشترک است و فصل مشترک عوامل توسعه ای در همه کشورهای پیشترفته دنیاست.
به نظر نگارنده، علت العلل عقب ماندگی جوامع سوم و از جمله کشور ما، نه عوامل اقتصادی و نه عوامل سیاسی که خود مردم و به خصوص نخبگان و برنامه ریزان و مدیران جامعه هستند.
عملکرد، نوع نگرش، سطح معلومات، فرهنگ عمومی نظم پذیری و قانون مندی، عقل گرایی و اعتقاد به کار علمی و عقلی، همفکری و هماهنگی، جمع گرایی و انتقاد پذیری، تخصصی کردن مشاغل و وظایف مردم و گروههای اجتماعی، همبستگی اجتماعی، رقابت پذیری و دور اندیشی و حلم، ... و رسیدن به تعریف واحدی از منافع ملی، از جمله موضوعاتی است که ریشه در فرهنگ و شخصیت آحاد جامعه و بخصوص نخبگان ومدیران و گروهها دارد.
تازمانی که در یک جامعه سیاسی، هر کسی تعریف خاص خود را از مفاهیم فوق و از جمله منافع ملی دارد و تا زمانی که هیئت حاکمه و بخصوص روشنفکران و نخبگان علمی تلاش نکنند که روح واحدی را بر خود و جامعه حاکم کنند و برداشت ها و مفاهیم به یک فصل مشترکی بین آحاد جامعه و گروهها و احزاب و نخبگان و برنامه ریزان و مدیران نرسد، قطعاً همبستگی و دلبستگی داخلی ارتقاء پیدا نخواهد کرد و جامعه روحیه و توان توسعه را در ابعاد مختلف دارا نخواهد بود.
به نظر اینجانب یکی از کانال های رسیدن به این همبستگی و دلبستگی داخلی، و یا فهم هیئت حاکمه از روح حاکم بر جامعه و یا شناخت فصل مشترک درک آحاد جامعه از مفاهیم توسعه ای، مسیر انتخابات آزاد ریاست جمهوری است.
یقیناً برای ریاست جمهوری آینده، در جامعه مردم سالاری دینی و در چهار چوب ارزش ها و اصول پذیرفته شده قانونی و ملی، اگر همه گروههای سیاسی و همه نخبگان و دلسوزان نظام برای رسیدن به مطلوبیت و منافع ملی،که همگی تعریف مشترکی از آن داریم، رقابت کنیم و سخت هم وارد میدان رقابت شویم، نه تنها اینکه نگران کننده نیست، بلکه حیات بخش و برای جامعه نشاط آور است.
در چنین حالتی، دولت با نخبگان و گروهها و مردم احساس راحتی می کند و کارگزاران دولت بر مردم ترجیح داده نمی شوند، ایده ها و طرح های دولت ائتلافی مطرح نمی شود. بحث عبور از احمدی نژاد، ائتلاف اصول گرایان، اجماع اصلاح طلبان و از اینگونه مباحث سیاسی که ریشه در خود بزرگ بینی و خود رأیی و خودالقایی و یا خود کوچک بینی دارد، مطرح نمیگردد. بلکه همگی در بین احزاب و گروههای هم فکر و همراه به دنبال انتخاب و به میدان آوردن رجل سیاسی برای ریاست جمهوری آینده می روند و تلاش می کنند رجل ترین رجل سیاسی کشور رئیس جمهور شود.
وقتی گروههای سیاسی از همه جناح ها و اندیشه ها، با حاکمیت احساس راحتی کردنند و این تلقی را باور کردند که دولت و نخبگان حاکم، مردم را بر کارگزاران خود اولویت میدهند و برای قضاوت مردم ارزش قائلند و به نظر و انتخاب آنان احترام میگزارند، هم به لحاظ عقلی و هم به لحاظ قانونی و هم به دلایل تجربی ثابت کرده اند که به صورت منطقی و قانونی فصل مشترک تعریف خود از منافع ملی را بروز میدهند و بدون اینکه مخل امنیت و آرامش اجتماعی و یا عامل تحریک گردند، مهمترین و مناسب ترین و کارآمد ترین گزینه ریاست جمهوری را به صحنه می آورند و انتخاب می کنند.
رئیس جمهوری را انتخاب می کنند که رجل سیاسی است، از نظر روحی بزرگ و از نظر شخصیتی عمیق و غیر احساسی و غیر هیجانی است، ظرفیت پذیرش همه افکار و گرایش های سیاسی درون نظام را دارد. برنامه ریزی را می فهمد و به آن به شدت اعتقاد دارد. مسائل فرعی کشور را اصلی نمی کند و مسائل اصلی را فرعی جلوه        نمی دهد. خود بشدت قانون مند و نظم پذیر است و از قانون و قانون گرایی حمایت می کند، عقل گرا ست و به کار علمی و عقلی اعتقاد و ایمان دارد. همفکری و هماهنگی با ارکان دولت خود را قبول دارد و از انتقاد ها و نقطه نظرات همه گروهها و احزاب و نخبگان، استقبال می کند، مردم را ابزار نمی کند و اشتباهات احتمالی خود را      می پذیرد و برای تبرئه خودش دیگران را متهم نمیکند، دور اندیشی و حلم، وقار و سنگینی، بردباری، همیشه در چهره اش نمایان و هویداست و همیشه می داند که رئیس جمهور مردم است.
یکی از آفات بزرگ جامعه امروزی ما، فرهنگ خود بزرگ بینی و خودرأیی در نظام مدیریتی و نخبگی کشور است، معمولاً تصمیم گیران و مجریان و نخبگان فرصت نمی کنند که به خودشان بپردازند تا اندیشه و استنباط و استنتاج خود را با مردم و جامعه مقایسه کنند و در نتیجه معمولا در اینکه جامعه چه فرایندی را طلب میکند و چه متغیرهایی در نیازمندی مردم مهم هستند و ... دچار توهم و اشتباه می شوند و تصوری از واقعیت را جانشین واقعیت می نمایند.
فلذا از اینجاست که قیم جامعه و مردم میشوند، خود را صد سر وگردن از جامعه و مردم بالاتر، فهیم تر و عمیق تر و دلسوز تر تلقی می کنند، گروهها و نخبگان سیاسی نگران منافع ملی و کلان کشور میشوند و بجای مردم نسخه ائتلاف چپ سنتی و راست سنتی را تجویز می کنند، جمع دیگری با فرض اینکه مردم ممکن است کلاه سرشان برود، طبل حمایت از احمدی نژاد را به صدا در می آورند، بخشی دیگری از گروهها و احزاب شرط می گذارند یا خاتمی یا هیچ کس و ... و خلاصه انگار نه انگار که قرار است مردم بفهمند و مردم تصمیم بگیرند و در این مسابقه به ظاهر الویت بندی برای تبدیل جامعه از وضع موجود به وضع مطلوب، مردم که از محوری ترین و اساسی ترین مؤلفه های آن هستند، حذف می گردند.
با این مقدمه طولانی می خواهم بگویم، که دولت، حکومت و دست اندر کاران نظام و همه نخبگان، مکانیزم هایی را باید در انتخابات ریاست جمهوری ایجاد کنند تا مردم و گروههای سیاسی و فادار به نظام در مراحل مختلف آن به طرف حساس شدن، مشارکت کردن و متعهد شدن برای انتخاب بهترین رجل سیاسی حرکت کنند و همگی نه برای رضایت که برای مطلوبیت اقدام کنند.
بدیهی است که جامعه علاقه مند به توسعه، جامعه ای است که مردم و نخبگانش عمدتاً بجای رضایت خود به فکر مطلوبیت و کارایی و کار آمدی است و همه تصمیم سازان و تصمیم گیرندگان نظام، اصل را نه برحفظ حاکمیت خود، بلکه بر رشد و توسعه کشور قرار دهند و برای این مهم پیوسته برنامه ریزی و تصمیم سازی نمایند.
بدیهی است قوه مجریه مقوله ای است کاملاً عقلی که از لحاظ نظری، ارتباط میان حاکمیت و جامعه را تنظیم می کند و باز تعریفی است که در آن جامعه و نخبگان در مورد آینده توسعه کشور بروز می دهند یا به زبان دیگر انتخابات ریاست جمهوری معرف چهار چوبی است که در آن فضای فرهنگی و فکری وعقلی و سیاسی جامعه برای آینده شکل می گیرد و از تابلوی انتخابات، می توان عصاره ارزش ها و اعتقاداتی که جامعه بعنوان فضیلت تلقی کرده است را دریافت و برای آن چاره اندیشی کرد. فلذا برای توسعه آینده کشور و مطلوبیت عملکرد دولت، باید همه گروهها و نهاد ها و احزاب و مردم را به طپش و حرکت وا داشت تا در چهار چوب قانون اساسی و ضمن حفظ ارزش های ملی و اعتقادات اسلامی کاندیدای خودرا وارد صحنه انتخابات کنند و هیئت حاکمه با هموار کردن مسیر حضور همه شخصیت های سیاسی که مدعی رجل سیاسی بودن را دارند، زمینه های ارتقاء و تحرک سیاسی احزاب و گروهها و نخبگان را فراهم آورند و مطمئن باشند مردم اشتباه نمی کنند و حتماً ضمن حفظ همه اصول نظام رجل ترین رجل سیاسی را به ریاست قوه مجریه برمیگزینند.
اما اگر انگیزه ها و حساسیت ها نادیده گرفته شود و شرایطی فراهم گردد که روح و روان و شخصیت و آمال و آرزوهای مردم منظور نگردد، یقیناً بی تفاوتی مردم، کسی را روانه کاخ ریاست جمهوری خواهد کرد که اگر سیاسی باشد، حتماً رجل نیست.
٭مدیرکل سابق وزارت کشور و استاد دانشگاه
منبع:
دسته ها : انتخابات
يکشنبه بیست و هفتم 2 1388
نویسنده: سیدرحیم ابوالحسنی


    ما وارث جامعه ای هستیم که تاریخی چند هزارساله و احیاگری یکصد و پنجاه ساله و بالندگی و پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام (قدس سره) و تثبیت و تداوم جمهوری اسلامی طی دو دهه به رهبری مقام معظم رهبری را دارد. در ایران، کمتر از یک قرن، دو انقلاب و دو جنبش سیاسی به ظهور و به پیروزی رسیدند: انقلاب مشروطیت و انقلاب اسلامی، جنبش ملی نفت و جنبش اصلاح طلبی در خردادماه76. هر چهار حرکت دارای هویت و اهدافی مشخص و رهبرانی معین بوده اند که با اتحاد و همبستگی درونی توانسته اند با سازماندهی و بسیج مناسب مردم به پیروزی برسند.
    در هر چهار حرکت مردم، هم به لحاظ ایدئولوژیک و هم در عرصه واقعی دارای جایگاه برتر و اصلی بودند، که با پرداخت هزینه های سنگین جانی و مالی محور اصلی و بطن حرکت و جنبش را تشکیل می دادند و توانسته اند هیات و گروه جدیدی را به صدارت برسانند و گروه قبلی را حذف نمایند.
    اما پس از پیروزی، فقدان آگاهی و تحلیل ناصحیح نخبگان حاکم از اوضاع اجتماعی، سیاسی و اقتصادی داخلی و عرصه بین المللی از یک طرف و بروز اختلاف و تشتت و واگرایی در بین آنان از طرف دیگر، موجب بروز شکاف در صفوف مردم، عدم تحقق شعارها و برنامه ها، دلسردی و گوشه گیری افراد صاحب صلاحیت از عرصه سیاست، تضعیف مبانی و پایه های قدرت پیروزی یافتگان گردید و به دنبال آن زمینه شکست و اضمحلال و برکناری آنها فراهم شد. شکاف میان مشروعه خواهان و مشروطه طلبان منتهی به کودتای بیگانگان، به رهبری انگلیس در ایران شد و شکاف در میان رهبران جنبش ملی نفت نیز کودتای بیگانگان به رهبری آمریکا و حمایت انگلیس در ایران را به دنبال آورد.
    انقلاب اسلامی ایران با هویتی دینی و رهبری روحانیت و پشتوانه روشنفکران دینی، بار دیگر توانست با انسجام میان نخبگان مخالف رژیم پهلوی و بسیج مردم به پیروزی برسد و براساس نظرات رهبر بلامنازع انقلاب، حضرت امام (قدس سره)، نظامی مبتنی بر اکثریت مطلق حائزین حق رای را تشکیل دهد و تمامی گره های پیچیده فرآیند مبارزه را با حضور مردم باز کند.
    فائق آمدن بر اقدامات خشونت طلبانه و تجزیه گرایانه گروه های تروریست داخلی و کشف و نابود کردن توطئه ها و اقدامات کودتایی بیگانگان، مقاومت در مقابل 8 سال تهاجم نظامی و سیاسی همه جانبه، و نیز بازسازی نظام اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی پس از انقلاب و جنگ، توسط مردم و مسوولان امکان پذیر گردید.
    به لحاظ حقوقی نیز، با درایت و تدبیر حضرت امام، مردم در قانون اساسی حاکم و تصمیم گیرنده اصلی در گزینش نخبگان و اتخاذ سیاست ها می باشند و انتخاب خبرگان تعیین کننده و ناظر بر رهبری، انتخابات ریاست جمهوری، انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی، انتخاب اعضای شوراهای شهر و روستا و تصمیم گیری پیرامون مسائل حیاتی کشور به صورت مستقیم صورت می گیرد.
    اما این نقش حقوقی مردم زمانی می تواند به گونه ای واقعی تثبیت و تحکیم گردد که تشکل ها و سازمان های مدنی واسط، بیانگر و جمع بندی کننده مطالبات و منافع مردم به صورت اتحادیه ها، تشکل ها و احزاب در بین مردم و نخبگان حاکم شکل بگیرند که این موضوع به علت شرایط انقلابی و جنگی در دهه اول انقلاب امکانپذیر نگردید و متاسفانه جنگ نیز دوباره تجارب پیشین درخصوص شکاف میان نخبگان و به حاشیه راندن یکدیگر و مردم را نشان داد، چنان که بسیاری از نخبگان و نیروهای انقلاب و یاران رهبر انقلاب از عرصه رقابت و مدیریت سیاسی از طریق تبلیغات خلاف واقع و سیاست های تصفیه گرایانه و نیز ردصلاحیت ها حذف گردیدند. این فرآیند که می رفت موجب سلطه کامل یک جریان فکری تمامیت خواه گردد، بار دیگر با جنبش دوم خرداد و حضور حداکثری مردم در عرصه سیاست و انتخابات شکست خورده و نیروهای به حاشیه رانده شده، توسط مردم به قدرت بازگردانده شدند و نهادهای ریاست جمهوری، مجلس و شوراها به دست اصلاح طلبان افتاد.
    اما بار دیگر نیز شاهد مجدد سناریو و فرآیند تضاد و تشتت میان نیروهای اصلاح طلب شدیم که نتیجه آن به قدرت رسیدن گروهی بدون برنامه مدون از جریان سیاسی اصولگرایان بود. گروهی که منتخب آنان با تجربه محدود اجرایی و تبلیغات روانی و شعارهای آ رمان گرایانه و وعده های ناممکن و تخریب و تحقیر همه نیروها و سیاست های پیشین برگزیده شد. این بار پیروزی اصولگرایان رادیکال شرایط و نتایج سیاسی ذیل را برای ما به ارمغان آورد.
    1- محدود کردن فعالیت احزاب و نهادهای مدنی از طریق اقدامات و تبلیغات سیاسی و رواج پوپولیسم و عوام گرایی در خط مشی ها و گفتمان سیاسی
    2- به حاشیه راندن نخبگان سیاسی و نشانه رفتن انگشت اتهام های مختلف به سوی بسیاری از نیروهای اصیل و اولیه انقلاب و یاران امام و رزمندگان و حتی جانبازان جنگ و انقلاب
    3- ایجاد فضای یاس و دلسردی و ناامیدی در میان فعالان سیاسی و در نتیجه تضعیف مشارکت سیاسی به طور عمومی و تنزل جدی مشارکت سیاسی در میان روشنفکران و تحصیلکردگان و نخبگان سطوح عالیه
    4- فقدان تدوین و بهره مندی از برنامه و راهبردهای متناسب با شرایط و اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور و اتخاذ سیاست های روزمره
    5- بی ثباتی و تغییرات پی درپی در مدیریت های کلان و حساس کشور
    6- روی کارآمدن مدیران کم تجربه و ناآشنا به حوزه های تخصصی حیاتی و استراتژیک کشور
    7- غیرشفاف کردن فرآیندهای تخصیص ارزش ها و منافع عادی و عدم پاسخگویی به پرسش های مربوط به فرآیندهای تصمیم گیری
    در چنین شرایطی احساس می شود که باید از یک طرف به همه اقشار جامعه، به ویژه مشارکت جویان سیاسی انگیزه داد و برای حضور آنها در عرصه های سیاسی بستر و زمینه ایجاد نمود و همه نیروهای باانگیزه و فعال را سازمان دهی کرد و از طرف دیگر با مطالعه عمیق از شرایط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشور و طراحی و تدوین سیاست ها و برنامه های مشخص و مدون همراه با تربیت و آموزش نیروهای کارآمد و آگاه نسبت به حل مسائل در پرتو علم و ایدئولوژی، برخی از مشکلات کشور را حل نمود، لذا حزب اعتماد ملی به عنوان اولین حزب فراگیر خارج از قدرت پس از ناکامی اصلاح طلبان در انتخابات 1384 شکل گرفت و با پذیرش همه گونه هزینه های رفتار حزبی سعی نمود که گامی در جهت تامین منافع ملی - اسلامی در چارچوب اندیشه های بنیانگذار انقلاب اسلامی بردارد.
    این حزب در صدد است دولتی را با شاخصه های حکمرانی خوب یعنی مشارکت حداکثری، حاکمیت قانون، مسوولیت پذیری، شفافیت، اجماع گرایی، برابری، کارایی و اثربخشی و پاسخگویی در چارچوب رهیافت های دینی ارائه شده از سوی حضرت امام(ره) و در چارچوب منافع ملی طراحی نماید و برای تحقق وعده های خود نیروهای مناسب را شناسایی و تربیت نموده و برنامه ها و استراتژی های لازم را تدوین کند که در صورت پیروزی و راهیابی به قدرت، ناکامی های پیشین تکرار نگردد و در این راه دست استمداد به سوی همه اندیشمندان، روشنفکران و علاقه مندان به بهروزی این مرز و بوم و اعتلای اسلام دراز می نماید.
    
    * رئیس دفتر سیاسی حزب اعتماد ملی
    متن سخنرانی ارائه شده در نشست افتتاحیه کنگره حزب اعتماد ملی
    

منبع:

http://www.magiran.com

دسته ها : انتخابات
يکشنبه بیست و هفتم 2 1388

 

دانشگاهیان و انتخابات از دیدگاه امام خمینی (ره)

 

حضرت امام خمینی (ره) تاکید بسیار زیادی به آگاهی سیاسی دانشجویان و دخالت آنها در سیاست داشتند و آنها را بعنوان قشر تاثیرگذار در سرنوشت سیاسی کشور قلمداد می کردند ایشان در این رابطه می فرمایند:دانشگاهها بدانند این را که همانطوری که یک مجتهد در سرنوشت خودش باید دخالت کند یک دانشجوی جوان هم باید در سرنوشت خودش دخالت کند. فرق ما بین دانشگاهی و دانشجو و مثلا مدرسه و اینها نیست همه شان با هم هستند.

 

حضرت امام (ره) با اشاره به این نکته که در مشروطیت دشمنان اسلام و مردم روحانیت را از دخالت در سیاست منع کردند و جلوی ورود علما و روشنفکران و مسلمانان متعهد را از ورود به مجلس گرفتند در نتیجه عزت مسلمانان را از بین بردند و مکتب را دستخوش افکار غربی کردند می فرمایند: که دشمنان اسلام امروز نیز به گونه ای دیگری عمل می کند و با طرح مباحثی از قبیل اینکه سیاست مخصوص قشر خاص سیاستمدار یا گروههای خاص سیاسی است با تبلیغات خود سعی دارند دانشجویان را از دخالت در سیاست و انتخابات منع کنند.

 

بنابراین، این قشر باید آگاه باشد و دخالت در سیاست را دخالت در سرنوشت خویش بداند و توجه داشته باشد که طرح اینگونه مسائل از جانب دشمن است و می خواهند به اسلام و انقلاب ضربه بزنند.

 

ایشان می فرمایند: «انتخابات در انحصار هیچ کس نیست ، نه در انحصار روحانیون است و نه درانحصار احزاب ، نه در انحصار گروههاست. انتخابات مال همه مردم است. مردم سرنوشت خودشان دست خودشان است و انتخابات برای تحصیل سرنوشت شما ملت است از قراری که من شنیده ام در دانشگاه بعضی اشخاص رفته اند گفته اند که دخالت در انتخابات، دخالت در سیاست است و این حق مجتهدین است تا حالا می گفتند که مجتهدین نباید در سیاست دخالت کنند این منافی با حق مجتهدین است آنجا شکست خورده اند حالا عکسش را دارند می گویند انتخابات از امور سیاسی است و امور سیاسی حق مجتهدین است هردویش غلط است انتخابات سرنوشت یک ملت را دارد تعیین می کند.»

 

حضرت امام (ره) به حضور دانشگاهیان اعم از دانشجویان و اساتید در فعالیت های سیاسی توجه بسیار داشتند و آنرا جزء وظایف دینی و ملی آحاد ملت به خصوص دانشگاهیان می دانستند. و از آنها می خواستند تا با حضور جدی در صحنه انتخابات زمینه ورود افراد مومن و متعهد به انقلاب در اسلام را فراهم آورند و این حضور همگانی را یک مسئولیت مهم اجتماعی برای آحاد ملت قلمداد کرد که تضمین کننده عزت اسلام، حفظ استقلال و آزادی و مصالح کشور است .

 

ایشان می فرمایند:«امروز قدرت دارید برای اینکه حفظ کنید حیثیت اسلام را و حفظ کنید مصالح کشور را و حفظ کنید استقلال خودتان و حفظ کنید آزادی خودتان را.» اگر مسامحه کنید مسئول هستید پیش خدای تبارک و تعالی اگر نروید و رای ندهید و آنها که جدیت دارند به اینکه وارد بشوند در مجلس و بهم بزنند اوضاع ایران را که آنها خدای نخواسته بروند مسئولیتش به عهده شما است مستقیماً ، مسئولیت همه طبقات دارند مراجع مسئولند، علماء مسئولند دانشگاه ها طلاب علوم دینی، تجار، گروهها همه مسئولند.

 

دسته ها : انتخابات
شنبه بیست و ششم 2 1388
X