دسته
دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 140475
تعداد نوشته ها : 330
تعداد نظرات : 258
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

به نام حضرت الله و به نام خدای استقلال ایران حضرت منان حنان***

 

این مطلب رو تقدیم میکنم به تمام آزادی خواهان جهان و ملت غیور کشور ایران زمین***

 

من واقعا از مسئولان و کارکنان سایت تبیان و وبلاگ تبیان تشکر می نمایم که با برپایی چنین مسابقه ای بیشتر شبهات رو از افکار و ذهن من و بعضی دیگر بدور ساختند***

 

از کسانی که مطالب من رو مطالعه میکنن و نظری رو ثبت میکنن بسیار سپاسگذارم و از خداوندگار یگانه برای ایشان طلب اجر می نمایم***

بختیار، شاه را مشایعت می‌کند

با اوج گیری مبارزات انقلابی مردم ایران، و پس از آنکه تمامی سیاستهای محمدرضا پهلوی برای آرام کردن مردم خشمگین به شکست انجامید، شاه شاپور بختیار که از چهره های شناخته شده جبهه ملی بود، به نخست وزیری برگزید، اما این اقدام شاه هم فایده نداشت و کارنامه خاندان پهلوی چنان سیاه بود که مردم تنها به سرنگونی آن رضایت می دادند.

 

پرواز به سوی مصر

مورخان معتقدند شکل‌گیری و گسترش نهضت اسلامی و هماهنگی قیام‌های مردمی به رهبری امام خمینی(ره) و برگزاری مراسم چهلم‌های شهدا در شهرهای مختلف و کشتار 17 شهریور و اعتصاب کارکنان شرکت ملی نفت، کنترل امنیت کشور را از دست نیروهای رژیم و حتی حکومت نظامی خارج نموده و موجب شد که در زمان کوتاهی، پایه‌های اقتدار رژیم 2500 ساله شاهنشاهی سست شود. همین تحولات درنهایت منجر به فرار شاه در 26دی 1357 شد.

 

نگاه نگران شاه و فرح

رهبر انقلاب اسلامی، به هیچ عنوان حضور شاه و رژیم سلطنتی را تحمل نخواهد کرد. شاه نیز پس از عدم موفقیت دولت نظامیازهاری در برقراری نظم و آرامش و رقع اعتصاب ها که اقتصاد کشور را فلج کرده بود، راه دیگری جز خروج از کشور نداشت.

 

گریه می‌کند

تشریفات مربوط به خروج شاه خصوصی و غیررسمی بود. مشایعت کنندگان، نخست وزیر، رؤسای مجلسین، وزیر دربار، رئیس ستاد ارتش و گروهی از مقامات وابسته به دربار بودند. فرودگاه مهرآباد در محاصره یگان‌های گارد شاهنشاهی بود. مقارن ساعت یازده و نیم صبح، شاه و همسرش، با یک هلیکوپتر وارد فرودگاه شدند.

 

آخرین ابراز فداکاری‌ها

شاه پس از مشایعت از سوی نیروهای وفادارش در ساعت دوازده و نیم بعدازظهر، به همراه همسرش تهران را به مقصد مصر ترک کردند. سفری که قرار بود چند روز بیشتر به طول نینجامید اما محمدرضا پهلوی هرگز به کشور بازنگشت.

 

شاه: کمی خسته هستم برای استراحت می‌روم

محمدرضا پهلوی پیش از فرارش از کشور اعلام کرد: «مدتی است احساس خستگی می‌کنم و احتیاج به استراحت دارم. ضمناً گفته بودم پس از این که خیالم راحت شود و دولت مستقر گردد، به مسافرت خواهم رفت. این سفر اکنون آغاز می شود و تهران را به سوی آسوان در مصر ترک می‌کنم. امروز با رأی مجلس شورای ملی که پس از رأی سنا داده شد، امیدوارم که دولت بتواند هم به جبران گذشته و هم در پایه‌گذاری آینده موفق شود.»

 

شاه با فرحش در رفت

شاه بسیار حسابگرانه و بر اساس مصلحت اندیشی‌های اربابان آمریکایی و انگلیسی خود، بدون خشونت و کشتار مردم و با تشکیل شورای سلطنت و برقراری حکومت نظامی و نیز تکیه بر پشتیبانی نیروهای ارتش و ساواک، برای خروج از کشور مصمم شد.

 

شاه رفت

وی با امید به تکرار کودتای ۲۸ ‬مرداد سال ۱۳۳۲‬ و بازگشت مجدد به ایران توسط حامیان درباری‌اش، با ظاهری عوام‌ فریبانه، به عنوان معالجه از کشور خارج شد و ایرانیان ستم ‌کشیده و غیور و نیز ارواح پاک شهیدان را غرق در شادی و سرور کرد.

 

مردم به خیابانها می‌ریزند

پس از فرار شاه، ملت با آمدن به خیابان ها و اظهار شادمانی و پخش گل و شیرینی، این پیروزی بزرگ را جشن گرفتند و این زمانی بود که رژیم پهلوی پس از 50 سال حکومت استبدادی، روزهای پایانی عمر خود را سپری می‌کرد؛ چنانکه در کمتر از یک ماه پس از فرار شاه، طومار عمر 2500 ساله شاهنشاهی ایران در هم پیچیده شد.

 

موج شادی کشور را فرا می‌گیرد

محمدرضا برخلاف پدر خود، رضا شاه که پس از ۱۶سال حاکمیت مستبدانه تحت حمایت انگلیس از کشور خارج شد، بدون استعفا راهی سرزمین اربابان خود شد. همزمان با فرار شاه، مردم در سراسر ایران به خیابان‌ها آمدند و با پخش شیرینی، این رویداد مهم تاریخی را جشن گرفتند و ۲۶دی ماه ۵۷ ‬نقطه عطف دیگری در تاریخ سراسر حماسه انقلاب سرخ و اسلامی ایران شد.

 

سرنگون می‌شود

پس از فرار شاه، امام خمینی(ره) در پیامی به ملت ایران اعلام کرد: «فرار محمد رضا پهلوی را که طلیعه پیروزی ملت و سرلوحه سعادت و دست یافتن به آزادی و استقلال است به شما ملت فداکار تبریک عرض می کنم... اینجانب از همه طبقات، ‌خصوصاً حضرات علمای اعلام، در این موقع حساس تشکر می کنم و سلامت و سعادت همگان را از خداوند متعال خواستارم و وحدت کلمه را همیشه خصوصا تا برانداختن رژیم شاهنشاهی و استقرار حکومت جمهوری اسلامی امیدوارم.»

 

پیروزی انقلاب اسلامی

پس از فرار شاه، روند تحولات منجر به سرنگونی رژیم پهلوی و پیروزی انقلاب سرعت بیشتری گرفت. امام خمینی(ره) پس از سالها دوری از وطن به کشور بازگشتند و مبارزات آزادیخواهانه ملت ایران را همچون گذشته رهبری کردند تا سرانجام انقلاب به پیروزی رسید. از سوی دیگر شاه پس از فرار از کشور، یک سال و نیم در کشورهای مختلف جهان با خواری و ذلت آوارگی را تجربه کرد و در غربت مرد.

 

منابع:

http://www.tabnak.ir

دسته ها :
دوشنبه سیم 10 1387

آیة الله اشرفی اصفهانی

 

آیة الله اشرفی اصفهانی ، از شاگردان؛ مریدان و یاران امام خمینی (ره ) بود. او نسبت به امام شناختی عمیق و ارادتی عاشقانه داشت . وی بعد از رحلت مرجع بزرگ تشیع آیة الله بروجردی ، مردم را در امر تقلید به امام راهنمایی می کرد.

 

در قضیه دستگیری امام در اوایل نهضت نیز او از حامیان ایشان و تا آخرعمر هم وفادار امام بود. امام نیز از اوایل آشنایی به او عنایت و توجه داشت و در سال 1384 ق . اجازه نامه ای مبنی بر تصرف آیة الله اشرفی در امور حسبیه و وجوه شرعی برای وی نوشته است و همیشه در مکاتبات خویش ، با احترام و عظمت از او نام می برد.

در دوران انقلاب اسلامی ، آیة الله اشرفی اصفهانی ، به عنوان یار و یاور امام ، محور مبارزات مردم کرمانشاه بود و رهبری امام را همواره تبلیغ و تاءیید می کرد و صمیمانه به ایشان عشق می ورزید.

نقش نمازجمعه و امام جمعه در حفظ اسلام و اتحاد مسلمین ، انکار شدنی نیست . با پیروزی انقلاب اسلامی ، نمازجمعه اهمیت بیشتری پیدا کرد و با انتصاب ائمه جمعه شهرهای بزرگ از سوی امام نمازجمعه سنگر انقلاب و مبارزه شد و دیدیم که چگونه دشمنان اسلام منافقان و عافیت طلبان ، از نمازجمعه می ترسیدند و تیغ کین به روی ائمه جمعه کشیدند. چرا که ائمه جمعه که خون پاکشان در راه حراست از اسلام و ارزشهای انقلاب ، ریخته شد و شهدای محراب انقلاب شدند، نقش رهبری را در هر منطقه داشتند و دارند.

در اوایل پیروزی انقلاب ، علمای کرمانشاه با نوشتن طوماری ، از رهبر کبیر انقلاب امام خمینی خواستند که آیة الله اشرفی را به امامت جمعه آن شهر تعیین نمایند. امام نیز با شناختی که از دهها سال قبل از آیة الله اشرفی داشت . خواسته آنان را قبول کرد و در 14 ذیقعده سال 1399 ق . با صدور حکمی ، ایشان را به امامت جمعه کرمانشاه منصوب کرد.

 

منافقان پست و خونخوار و مخنث ، وقتی خو را در مقابله با انقلاب اسلامی و امام امت عاجز و زبون یافتند، مصمم بر کشتن یاران امام شدند.

 

آری این منافقان کوردل ناکام ، در ظهر جمعه 23 مهرماه 1361، در سنگرنماز جمعه کرمانشاه با منفجر کردن نارنجکی ، امام جمعه هشتاد ساله و مجاهد پیر راه اسلام ، آیة الله شیخ عطاءالله اشرفی اصفهانی را به شهادت رساندند. و بدین سان چهارمین شهید محراب به پیشگاه ابدیت تقدیم شد.

 

منبع: http://www.hawzah.net/Hawzah/Scientists/Scientists.aspx?id=1943

 

شهید آیت الله قاضی طباطبایی

 

شهید آیت الله قاضی طباطبایی دارای روحیه انقلابی و اراده ای خلل ناپذیر بودند و در پرونده قطوری که ساواک در مورد ایشان تهیه کرده، این نکته مشهود است. شرکت علنی و بارز آن شهید در مبارزات سیاسی از سالهای 41 و 42 همزمان با آغاز نهضت اسلامی شروع می شود و ایشان یکی از رهبران و پایه های نهضت در آذربایجان بودند که در جریان همین مبارزات دستگیر و در زندان قزل قلعه تهران زندانی شدند. آیت الله شهید قاضی به اتهام اینکه در خلال بحث پیرامون حکومت اسلامی و جنایات اسرائیل در یک سخنرانی علنی نام امام را به عظمت و عزت بر زبان آورد به مدت شش ماه به بافق کرمان تبعید شد. پس از آن به بهانه دیگری شش ماه، دیگر به زنجان تبعید شد. شهید قاضی در تبریز تنها نماینده تام الاختیار حضرت امام خمینی بوده و نقش ایشان در شکل دادن به مبارزات مردم تبریز نیز شایان توجه است. بنابراین محور مبارزه در آذربایجان شرقی و مرکز مبارزات، مسجد شعبان بود که شهید قاضی طباطبائی امامت آنجا را عهده دار بودند. شهید قاضی در مبارزه از همه جلوتر و فوق العاده محبوب و مورد احترام بودند و به همین دلیل دسایس دشمنان و منحرفین از اسلام علیه ایشان کارگر نمی شد. نفوذ ایشان به حدی بود که اگر روزی را در آذربایجان تعطیل اعلام می کردند بدون شک آن روز همه جا بحال تعطیل در می آمد. آیت الله شهید قاضی جزو اولین کسانی بود که در آذربایجان اعلامیه خلع شاه از سلطنت را امضا کرد. ساواک با صرف بودجه های ویژه جریانات مخالف ایشان در تبریز را تقویت می کرد تا اثرات فعالیتهای ایشان را در زمینه سازی برای انقلاب خنثی کند.

 

در ماههای قبل از پیروزی انقلاب، رهبری جریانات حاد سیاسی، برپایی تظاهرات و تشکیل مجالس، همه بر عهده این شهید بزرگوار بود و ایشان اولین امضاء کننده اعلامیه 29 بهمن 56 در چهلم شهدای قم بود. مرحوم آیت الله شهید قاضی همیشه سد مستحکمی در مقابل خطوط انحرافی در جریانات ضد انقلابی بود و از اوان پیروزی انقلاب علیه جریانات منحرف و وابسته نظیر خلق مسلمان افشاگریهای لازم را می نمود و منحرفان با وجود ایشان قدرت و جرأت ابراز وجود پیدا نمی کردند. خدمات ایشان بعد از پیروزی انقلاب نیز شایسته توجه بسیار است. مرحوم شهید قاضی طباطبایی بلافاصله بعداز پیروزی انقلاب از طرف امام به سمت امام جمعه تبریز منصوب شدند و اولین نماز جمعه را در این شهر بزرگ برپا کردند. ایشان همچنین کمیته های انقلاب اسلامی آذربایجان شرقی و غربی را تشکیل دادند و نقش زیادی در راه اندازی استانداریها، فرمانداریها و ادارات استان ایفا نمودند. مرحوم قاضی همچنین زحمات زیادی برای رسیدگی به محرومان و مستضعفین متحمل شدند و پس از یک عمر مجاهده و تلاش خالصانه بدست عوامل خود فروخته و سر سپرده استکبار جهانی به شهادت نائل آمدند. یاد این فقید شهید گرامی و راهش پر رهرو باد.

 

منبع: irib.ir

 

آیت الله مدنی

 

رضا خان و عاملان دیگر غرب در ایران برای کوبیدن اسلام خصوصا مکتب حیات بخش تشیع به ترویج کنندگان مرام بهائی گری میدان داده بودند و این تفکر ضد دینی در سراسر ایران بویژه در آذربایجان بدون مانع در حال گسترش بود.

 

در چنین روزگاری بود که آیه الله مدنی ازحوزه نجف بازگشت و از آن روز دوران مبارزات وی نیز شکل گرفت. وی در کنار نواب صفوی در مقابل افکار پوچ کسروی ها نیز مقاومت کرد . از همین رو وقتی شهید نواب مصمم به مبارزه شد درتهیه اسلحه وی را یاری کرد . درحوزه نجف در بین دوستان آیه الله مدنی معروف بود که " اسلحه ای که نواب صفوی تهیه کرد با پول کتابهای آیه الله مدنی بود. "

پس از هجرت امام خمینی ازترکیه به عراق و اقامت در نجف ، آیه الله مدنی از جمله کسانی بود که به موجب عشق و ارادت روز افزون به امام ، در سخت ترین روزها در کنار ایشان بود. آیه الله مدنی چه در نجف و چه در روزهایی که برای امر تبلیغ به ایران سفر می کرد از امام سخن می گفت و رسالت و وظایف مومنین را در مقابل رژیم پهلوی برایشان گوشزد می کرد.

و این بود که در سالهای 51-50 از جانب سازمان امنیت وقت کشور( ساواک) تحت مراقبت قرار گرفت و به جرم اختلال در امنیت منطقه تبعید گردید . ایشان در حدود دو سال به نور آباد ممسنی، حدود یکسال به گنبد کاووس و سرانجام به بنادر گرم جنوب و کردستان ، تبعید شد.

در دوران انقلاب نیز آیه الله مدنی در کنار شهید آیه الله بهشتی و صدها مبارز دیگر در صف مقدم مبارزه با ایادی استکبار وعناصر سر سپرده آنان قرار گرفت و تا صبح پیروزی حق بر باطل در پی استقرار حکومت اسلامی ، تلاشگری خستگی ناپذیر بود.

ایشان در اولین انتخابات مجلس خبرگان از طرف مردم همدان به نمایندگی دراین مجلس انتخاب گردید و و سپس در کوران مشکلات و آشفتگی اوضاع همدان به دستورامام خمینی راهی این شهر شد. نامه ای که امام به عنوان حکم ماموریت به ایشان تقدیم داشته، تفسیر بسیاری زیبایی از مقام و منزلت معنوی و کارایی ایشان به دست می دهد.

روز 20 شهریور 1360، آیه الله مدنی پس از آنکه نماز جمعه را به پایان برد ، در بین نماز به عبادت مشغول شد . منافقی تیره دل به سویش هجوم برد و پس از لحظه ای کوتاه آیه الله مدنی را که چون کبوتری آزاد درعالم ملکوت اوج گرفته بود، در چنگال کرکس گونه خود قرار داد ، سپس صدای انفجاری مهیب محراب عبادت را غرق در خون کرد و او در سجاده خونین غلتید و محاسن سفیدش به خون خضاب شد .

(منبع: www.tmm.ir)

 

شهید صدوقی

شهید آیت اللّه صدوقی از یاران صدیق و باوفا و قدیمی امام امت بود. او یار امام در تمامی صحنههای انقلاب و یاور ملت محروم بود که به حق در عمل نیز اینچنین بود

روح شهید صدوقی روح ناآرام و پرخروشی بود. سستی و آسودهطلبی در شخصیت او جای نداشت. آن فرزانه والا مقام و بلنداندیش برای کوشش، خدمت به مردم محروم، و مبارزه علیه ستم و استبداد آفریده شده بود. مبارزه این اندیشمند صادق از زمان رضاخان آغاز شده بود. دسیسههای رضاشاه ضربههای سختی بر تشکیلات مذهبی و حوزههای علمیه وارد ساخت و از این طریق فشارهای زیادی را بر روحانیان تحمیل نمود. در این جو خفقان و وحشت، شهید صدوقی چهره پرشور و مقاوم حوزه بود که در جلسات، روح امیدواری، نشاط و ستمستیزی را در طلاب جوان میدمید و از این رهگذر آنان را برای مبارزه و قیام علیه استبداد ستمشاهی فرا میخواند.

آیت اللّه صدوقی از حامیان گروه فداییان اسلام بود. او در حمایت از این گروه از هیچکاری فروگذار نکرد، به طوری که سیدعبدالحسین واحدی برای پنهان شدن به خانه او پناه میبرد. شهید صدوقی او را دوروز پشت آینه دیواری اتاق پنهان میکند و او را از دست مأموران رژیم نجات میدهد. شهید صدوقی همچنین پس از فوت رهبر مذهبی یزد، عالم پرهیزگار و پرآوازه، شیخ غلامرضا فقیه خراسانی، با درخواست مردم و توصیه حضرت امام خمینی رحمهالله به یزد هجرت کرد و در آنجا مبارزات خستگیناپذیر خویش را ادامه داد. او در این شهر چنان وسیع و فراگیر عمل کرد که تمامی استان یزد و بخشی از مناطق دیگر ایران به صحنه مبارزه علیه رژیم تبدیل شد. از آن پس در اکثر مقاطع مهم روحانیان یزد همراه با شهید صدوقی علیه رژیم مستبد و ستمگر اعلامیه میدادند و به افشاگری میپرداختند.

روز دهم ماه مبارک رمضان 1360 با روز جمعه همزمان شد. آیت اللّه صدوقی غسل جمعه نمود و به طرف مسجد «ملا اسماعیل» حرکت کرد. خطبههای نماز جمعه را خواند و سپس به نماز ایستاد و چون نماز تمام شد آن جوان که بعد هم مسلم شد از وابستههای منافقان است از پشت سر به آقا هجوم آورد. ناگاه صدای انفجار مهیبی در فضای مسجد پیچید و شور و غوغای عجیبی همه مسجد را فرا گرفت...

 

روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

منبع: www.hawzah.net

 

دسته ها :
يکشنبه بیست و نهم 10 1387
X