دسته
دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 167167
تعداد نوشته ها : 330
تعداد نظرات : 258
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

خدمات و فعالیتهای نظام جمهوری اسلامی در ابعاد داخلی از گستره بسیار وسیعی برخوردار است که می‌توان در چند حوزه آنها را تقسیم بندی کرد:

1. خدمات نظام در حوزه اقتصادی

2. خدمات و دستاوردهای نظام در حوزه فرهنگی، علمی و اجتماعی

3. خدمات و دستاوردهای نظام در حوزه سیاسی

از آنجا که احصاء همه فعالیتها و خدمات انجام شده در طول 25 سال حیات جمهوری اسلامی(البته الان در آستانه سی ام سالگرد انقلاب اسلامی هستیم) از حوصله مجموعه حاضر خارج است، لذا سعی شد تا به یکی از سه حوزه فوق، یعنی بخش خدمات و فعالیتهای اقتصادی توجه و تأکید شود. اگر چه در این موضوع نیز انعکاس همه ابعاد و فعالیتهای اقتصادی میسر نبود، امّا ترجیح این حوزه به سایر حوزه‌ها از این رو است که در ارائه فعالیتهای اقتصادی امکان آماری کردن آن وجود دارد. در عین حال نگاهی گذرا به برخی از حوزه‌های دیگر نیز صورت گرفته است.

1. دستاوردها و خدمات اقتصادی

با وجودی که ملموس‌ترین و گسترده‌ترین فعالیت‌های نظارت جمهوری اسلامی در حوزه اقتصادی است امّا نظام تبلیغاتی کشور نتوانست آن را به طور شایسته‌ای برای افکار عمومی منعکس نماید رجوع به آمار و ارقام این فعالیت‌ها مؤید این نکته است:

1/ 1. نفت

صنعت نفت ایران نسبت به قبل از پیروزی انقلاب اسلامی با تحول عظیمی همراه بوده است. زیرا اکنون ایران اسلامی مالک منابع نفتی خود بوده و کارشناسان ایرانی مدیریت اجرایی عملیات صنعت نفت در کلیه بخشها اعم از اکتشاف، حفاری، بهره‌برداری، ‌صادرات، پالایش و انتقال را برعهده دارند.

این در حالی است که این صنعت پیش از انقلاب کاملاً وابسته بود. از طرف دیگر فعالیتهای اکتشافی صنعت نفت بعد از پیروزی انقلاب با جهش چشمگیر همراه بوده است. طی یک دوره 20 ساله (57 تا 76) حداقل 50 میلیارد بشکه نفت اکتشاف شد جالب این که کلیه فعالیتهای عملیات اکتشافی نیز توسط متخصصان داخلی صورت گرفته است.

2/ 1. گاز

حجم ذخایر گاز طبیعی شناسایی شده ایران در ابتدای سال 1381 حدود 6/26 تریلیون متر برآورد شده که این میزان معادل 17 درصد از کل ذخایر جهان و 7/47 درصد از ذخایر منطقه خاورمیانه است. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی فقط پنج شهر از نعمت گاز برخوردار بود که این رقم در پایان سال 80 به 392 شهر افزایش یافته است. و متجاوز از 5/33 میلیون نفر از جمعیت کشور را تحت پوشش قرار می‌دهد. در واقع سبد انرژی کشور توسط گاز طبیعی به بیش از 43 درصد رسیده است.

3/ 1. پتروشیمی

میزان تولیدات پتروشیمی در سال 57، 7/4 میلیون تن بود که با وجود تخریب آن توسط رژیم بعثی عراق در جنگ تحمیلی، تاکنون بالغ بر 5/12 میلیون تن ظرفیت تولید ایجاد شده است. با اتمام 16 طرح جدید تولیدات پتروشیمی، در آمد کشور از این طریق از 6/1 میلیارد دلار در سال 80 به بیش از 7 میلیارد دلار در سال 84 می‌رسد.

4/ 1. فن آوری هسته‌ای و انرژی هسته‌ای

جمهوری اسلامی علی رغم تحریم های شدید آمریکا و فشار به کشورهای دیگر برای عدم همکاری در پروژه هسته‌ای ایران، توانست چرخه سوخت هسته‌ای را با دستان دانشمندان داخلی به نقطه قابل ملاحظه‌ای برساند تا جایی که تعجب جهانیان را برانگیزد. در این ارتباط نظام جمهوری اسلامی توانست با کشف و استخراج اورانیوم طبیعی در یزد و فناوری آن در اردکان یزد و سپس تبدیل آن به سه ماده، هگزا فلوراید اورانیوم، اکسید اورانیوم و تترا فلوراید اورانیوم در پایگاه هسته‌ای اصفهان، بزرگترین گامهای چرخه سوخت هسته‌ای را بردارد و سپس با تأسیس پایگاه در نطنز از طریق به کارگیری دستگاههای سانتریفوژ به غنی سازی اورانیوم دست یابد. این امر ایران را به ردیف دهمین کشور دارای فن آوری هسته‌ای ارتقا داده است. علاوه بر این، طراحی راکتور آب سنگین در اراک و به مرحله نهایی رسیدن نیروگاه اتمی در بوشهر، گامهای دیگری بود که نشان داد مدیریت انقلابی می‌تواند نظام جمهوری اسلامی را به یک کشور پیشرفته تبدیل کند.

5/ 1. برق

برق رسانی را می‌توان یکی از افتخار آمیزترین فعالیت‌های اقتصادی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی قلمداد کرد. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و در اوج فعالیت‌های رژیم طاغوت، فقط 1/3 میلیون مشترک برق (اعم از خانگی، عمومی، صنعتی و کشاورزی) وجود داشت در حالی که این رقم در سال 1378 به 875 /14 میلیون مشترک و در سال 1380 به 345/16 میلیون افزایش یافت. نکته حائز اهمیت در برق رسانی، دارا شدن بسیاری از روستاهای کشور و دورترین نقاط از نعمت برق است.

6/ 1. آب

در سال 1357 میزان تولید آب 5/1 میلیارد متر مکعب و تعداد انشعاب 7/2 میلیون بود، امّا این رقم در سال 1377 به 976/3 میلیارد متر مکعب و 7 میلیون فقره انشعاب افزایش یافت. آمارها در پایان سال نشان می‌دهد که انشعاب آب 650 شهر را تحت پوشش قرار داده است. یعنی 43 میلیون نفر تحت آب شهری و روستایی قرار گرفته‌اند.

7/ 1. توسعه مخابرات و تلفن

آمار دقیق تلفنهای کشور در سال 1357، 850 هزار شماره بود در حالی که این رقم در مرداد ماه سال 82 بالغ بر 599/13 میلیون شماره رسید و تا پایان برنامه سوم توسعه به 16 میلیون افزایش خواهد یافت. تولید تجهیزات مخابراتی تا پیش از انقلاب صرفاً محدود به تولید سوییچ‌های الکترونیکی EMD و دستگاههای مخابراتی رومیزی و برخی دستگاههای مخابراتی بود امّا پس از انقلاب به خصوص از سال 68 به بعد تغییرات شگرفی در تکنولوژی تولید تجهیزات مخابراتی صورت گرفت. شبکه فیبر نوری یکی از مهمترین این تحولات است. در کنار توسعه و گسترش تلفن‌های واگذار شده تلفن همراه تا مرداد سال 1382 به 649/521/2 خط رسید. این تعداد تا پایان برنامه سوم توسعه به 10 میلیون شماره افزایش خواهد یافت. علاوه بر موارد فوق، راه اندازی شبکه‌های اطلاع رسانی و اتصال به بزرگراههای اطلاعاتی از جمله اینترنت نیز از خدمات انقلاب در بخش مخابرات کشور می‌باشد.

8/ 1. تحولات در بخش راه و ترابری

به اعتقاد کارشناسان، پیشرفت در صنعت حمل و نقل کشور، انقلابی در این بخش محسوب می‌شود. زیرا در 25 سال پیش از پیروزی انقلاب 90 هزار کیلومتر راه آسفالته و شوسه روستایی و 76 هزار کیلومتر جاده و راه اصلی و فرعی در شهرهای مختلف احداث شد و در حالی که در سال 57 مجموع راههای اصلی و فرعی کشور حدود 36 هزار کیلومتر بود.

در شبکه ریلی کشور نیز در حال حاضر 6100 کیلومتر شبکه اصلی و بیش از 2000 کیلومتر شبکه فرعی راه آهن وجود دارد و در واقع به همت متخصصین داخلی سالانه 600 کیلومتر راه آهن احداث می‌شود که در آینده نزدیک به 1000 کیلومتر قابل افزایش است و در بخش حمل و نقل هوایی نیز توسعه قابل ملاحظه صورت گرفت در سال 81 بالغ بر 20 میلیون و دویست هزارنفر از طریق فرودگاههای کشور جابجا شده‌اند. دستیابی متخصصین داخلی به توانایی پیشرفته‌ترین سطح تعمیر اساسی (اورهال) هواپیماهای پهن پیکر یکی از موارد پیشرفت در صنعت هواپیمایی است. ساخت هواپیماهای ایران 140 با هزینه هر فروند 5/8 میلیون دلار و توانایی ساخت 12 فروند در هر سال نمونه چشمگیری از پیشرفتهای به عمل آمده پس از پیروزی انقلاب اسلامی است. ساخت هواپیماهای آموزشی، بالگرد و هواپیماهای بدون سرنشین از جمله هواپیماهای 4 نفره فجر 3 از دیگر عملکردهای سازمان صنایع هواپیمایی است. تأسیس فرودگاهها در نقاط دور افتاده و محروم کشور از امتیازات کشور پس از پیروزی انقلاب است.

9/ 1. بخش صنعت

به اعتقاد صاحب نظران خط مشی‌های صنعتی به کار گرفته در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بردارنده افزایش سهم ارزش افزوده صنعتی در اقتصاد کشور از طریق بازدهی سرمایه گذاریهای انجام شده، ارتقای نقش طراحی و مهندسی در تولیدات، افزایش صادرات، ارتقای بهره‌وری و افزایش سهم داده‌های داخلی در تولیدات به همراه فعال نمودن بخش خصوصی بوده است. امروز دامنه ظرفیت‌های ایجاد شده یا بازسازی و نوسازی شده و تنوع محصولات جدید تا حدی است که در بسیاری از محصولات نه تنها نیاز داخلی کشور برطرف شده بلکه ظرفیت صادراتی نیز به وجود آمده است. با رشد صنایع واسطه‌ای، وابستگی صنعت به منابع خارج تا حد زیادی کاهش یافته و بذل توجه به طراحی و ساخت قطعات و اجزای ماشین آلات و تجهیزات در کشور از یک سو و توجه زیربنایی کشور چون پالایشگاه‌ها، صنایع شیمیایی، صنایع سیمان نیروگاه و تأسیسات برقی توسط کارشناسان و متخصصین ایرانی طراحی و توسط واحدهای صنعتی داخلی تولید شود.

10/ 1. میانگین رشد اقتصادی

دستیابی به میانگین رشد اقتصادی بیش از چهار درصد در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی با وجود فشارهای خارجی، تحریم، جنگ تحمیلی، تنشهای منطقه‌ای و بین المللی و...، یک موفقیت چشمگیر به حساب می‌آید با وجود آن که برخی کارشناسان برای کشور در حال توسعه‌ای همچون ایران، تحصیل رشد اقتصادی سالانه بیش از شش درصد برای یک دوره بیست ساله را ضروری قلمداد می‌کنند تا آثار عقب افتادگی‌های گذشته جبران و مسیر توسعه هموار شود. رشد اقتصادی ایران در نخستین برنامه پنج ساله توسعه اقتصادی به حدود هشت درصد و در برنامه دوم به پنج درصد رسید. انتظار می‌رود که در برنامه سوم توسعه و در اولین برنامه چهار ساله از چشم انداز بیست ساله مقام معظم رهبری، میانگین رشد اقتصادی شش درصدی تحقق پیدا کند.

خبرنامه تیپ 83 امام صادق (ع)، ویژه نامه انقلاب اسلامی

 

 

دسته ها :
سه شنبه اول 11 1387

خاطرات دوران انقلاب -دکتر سید علی میرباقری

پسر آیت اله خوانساری لباس کارگری به تن کرده بود

 

در پاییز سال 1357 در میدان امام خوانسار (پهلوی سابق) ایستاده بودم، دیدم که آقاحسین خوانساری فرزند مرحوم آیت الله العظمی خوانساری (که اکنون از روحانیون معظم ساکن در مشهد هستند) با لباس مندرس و به سبک کارگر ساختمانی که آثار گچ و گل هم روی آن بود، از اتوبوس قم پیاده شد و یک گونی هم دوش اوست تا مرا دید صدا زد و گفت بیا این گونی را بگیر ببر پنهان کن، من آن گونی را گرفتم و به کمک برادر بزرگترم که موتور سیکلت داشت، آن را به باغ خودمان بردیم و پنهان کردیم و فردا در آن را باز کردیم، پر از اعلامیههای امام خمینی(ره) بود، آنها را به تدریج بین مردم توزیع نمودیم.

 

نارنجکهای دستی خیلی قوی ساختیم

 

در 23 آذرماه 1357، حمله وسیعی بوسیله چماقداران شاهنشاهی و مأموران مسلح رژیم به شهر خوانسار صورت گرفت، صبح به ما خبر دادند که در برخی محلههای خوانسار، عدهای چماقدار آماده میشوند تا حمله کرده و شهر را غارت نمایند. ما نیز دوستان را خبر کردیم که با آنها مقابله کنیم، اسلحه ما فقط سنگ بود، سنگها را پشت بام مغازهها در دو طرف خیابان آماده کردیم، چند ساعت بعد، چماقداران که گروه زیادی ارتشی، آنان را همراهی میکردند، با شعار جاوید شاه، وارد شهر شده و ارتشیان درب مغازهها را میشکستند و چماقداران نیز با چماق به مغازهها هجوم برده و شیشهها را میشکستند و اجناس مغازهها را غارت میکردند، همه مردم از داخل خیابان، به کوچهها فرار کردند، ما از پشت بامها با سنگ به مقابله با آنها پرداختیم، امّا مأموران مسلح فوراً خود را به پشت بامها رسانده و مستقیماً به سوی ما تیراندازی کردند، آن روز 4 نفر از جوانان خوانسار به فیض شهادت نائل شدند و تعداد زیادی نیز زخمی گردیدند. ما از اینکه نتوانستیم در مقابل مأموران با سنگ مقاومت کنیم، عقدة بزرگی در دلمان ایجاد شد و از آن روز مصمم شدیم به سلاح گرم مجهّز گردیم، امّا این کار در شرایط آن روز بسیار مشکل بود، لذا ابتکار جالبی بکار بردیم، مقدار زیادی باروت و سه راهیهای فلزی انتقال آب تهیه کردیم، دو طرف سه راهی را با درپوش میبستیم، سوراخی در آن ایجاد کردیم، نخ مخصوصی آعشته به باروت از آن عبور میدادیم، داخل سه راهی را پر از باروت میکردیم و درپوش سوم را میبستیم، به این ترتیب نارنجکهای دست خیلی خوبی ساختیم و از آن به بعد با قوت و قدرت زیادی تظاهرات میکردیم، و قصد کرده بودیم که اگر با مأموران درگیر شویم با آن نارنجکها با آنان به مقابله برخیزیم، تعداد این نارنجکها، آنقدر زیاد بود که در فواصل دهم تا بیست و یکم بهمن 1357، با هماهنگی دوستان تهرانی، حدود یک نیسان نارنجک به تهران فرستادیم تا در درگیریهای تهران، با مأموران شاه بجنگیم.

 

قطع برق مسجد، حربة کارساز

 

در اواخر تابستان سال 1357 حضرت حجت الاسلام والمسلمین شیخ ابراهیم رازینی با هماهنگی مرحوم آیت الله العظمی خوانساری جهت انجام ده شب سخنرانی در شبهای ماه رمضان در مسجد صاحب الزمان(عج) خوانسار (پایگاه اصلی انقلابیون خوانسار) دعوت شدند، ایشان هر شب به مناسبتی روی موضوعی مستقل بحث میکردند، مسجد شبها پر از جمعیت بود، آوازة شهرت این سخنرانیها بخصوص که حضرت آیت الله العظمی خوانساری نیز شخصاً در جلسه حضور داشتند، سبب شده بود، عدة زیادی از گلپایگان و خمین نیز در مجلس حاضر شوند، شب ششم سخنرانی ایشان مصادف بود با سفر زیارتی شاه به مشهد، آقای رازینی هم، آن شب موضوع منبر را زیارت قرار دادند و مستقیماً از شاه اسم بردند و به زیارت رفتن او را دروغین و فریب مردم، نامیدند. لذا صبح فردا ساواک ایشان را دستگیر نمود و از متولی مسجد هم تعهد گرفته بودند، مسجد را تعطیل نکند و خودشان پنهانی یک سخنران معرفی کردند، که به جای آقای رازینی منبر برود.

شب هفتم عدة زیادتری بخصوص از گلپایگان و خمین و فریدن آمده بودند و جمعیت، خیلی بیشتر از شبهای قبل بود و مردم متوجه شدند که آقای رازینی دستگیر شده است. روحانی سخنرانِ مأمور ساواک، منبر رفت و با زیرکی و لفاظیهای متبحرانه و حساب شده، مردم را توجیه میکرد که در ماه رمضان که ماه عبادت و دعا است، نباید در مساجد سخنان تحریکآمیز و سیاسی گفته شود و . . . همه ناراحت بودیم ولی هیچکاری از ما ساخته نبود، چون مجلس پر از مأموران ساواک بود، یکباره به ذهنمان رسید، برق مسجد را قطع کنیم، مخفیانه، به پشت بام مسجد رفتیم و با قدرت هر چه تمامتر، سیم کابل انتقال برق به مسجد را آنقدر کشیدیم که از ستون برق جدا شد، برق مسجد قطع شد و مسجد در تاریکی به هم ریخت و مردم سراسیمه از مسجد بیرون ریختند، ما از پشت بام مسجد به باغهای اطراف فرار کرده و پنهان شدیم و خوشحال بودیم که اجازه ندادیم روحانی سخنران از طرف ساواک، سخنرانی کند. ولی صبح فردا عدة زیاد دیگری از جوانان از جمله برادر بزرگتر من دستگیر و به ساواک داران اعزام شدند، امّا با اولتیاتومی که حضرات آیات عظام خوانساری و علوی (رحمت الله علیهما) به ژاندارمری خوانسار دادند، چند روز بعد همة آنان را آزاد کردند.

 

مدیرکل سابق وزارت کشور و استاد دانشگاه

 

منابع:

http://www.mirbagheri.com

 

 

دسته ها :
جمعه بیست و هفتم 10 1387


 قیام 15 خرداد 


 در فاصله میان فاجعه مدرسه فیضیه و ماه محرم (2 فروردین تا 4 خرداد 42) مبارزه امام اغلب در قالب صدور اعلامیه‌های متعدد بود. فرا رسیدن ماه محرم وضعیت را به یک رویارویی گسترده کشانید. ایام محرم بهترین موقع برای افشای جنایات رژیم و برنامه‌های ضد اسلامی شاه بود. ساواک که از جایگاه ویژه این ماه اطلاع داشت، پیش از آغاز آن، بسیاری از وعاظ را احضار و آنان را ملزم کرد که در محافل و مجالس:
''1-علیه شاه سخن نگویید.
2- علیه اسرائیل مطلبی نگویید.
3- مرتب به مردم نگویید که اسلام در خطر است. ''
امام خمینی در نشستی با مراجع و علمای قم پیشنهاد کرد در روز عاشورا هر یک از آنها برای مردم و عزاداران حسینی سخنرانی کرده و از مظالم و جنایات رژیم پرده بردارند. امام خود نیز علیرغم تهدید رژیم، در ساعت 4 بعد از ظهر عاشورای 42 که مصادف با 13 خرداد آن سال بود برای ایراد سخنرانی به طرف مدرسه فیضیه رهسپار شد.


ایشان پس از بیان فجایع دلخراش کربلا، حمله دژخیمان شاه به فیضیه را به واقعه کربلا تشبیه نمود و آن فاجعه را به تحریک اسرائیل دانست و رژیم شاه رادست نشانده اسرائیل خواند. امام همچنین با اشاره به التزام گرفتن ساواک از وعاظ که به شاه و اسرائیل بدگویی نکرده و نگویید اسلام در خطر است اظهار داشت: «تمام گرفتاریهای و اختلافات ما در همین سه موضوع است … اگر ما نگوئیم اسلام در خطر است آیا در معرض خطر نیست؟ اگر ما نگوییم شاه چنین و چنان است آیا این طور نیست؟ اگر ما نگوییم اسرائیل برای اسلام و مسلمین خطرناک است آیا خطرناک نیست؟ و اصولاً چه ارتباطی و تناسبی بین شاه و اسرائیل است که سازمان امنیت می گوید از شاه صحبت نکنید، از اسرائیل صحبت نکنید؟ آیا به نظر سازمان امنیت شاه اسرائیلی است؟»

سخنان کوبنده و افشا گرانه امام، شاه را پیش از پیش نزد مردم تحقیر و رسوا کرد. دو روز پس از این سخنرانی در سحرگاه 15 خرداد 1342 امام به دستور شاه در منزل مسکونی خود در قم دستگیر و بلافاصله به تهران آورده شد وی را نخست در سلول انفرادی، زندانی و سپس به یک پادگان نظامی که تحت مراقبت کامل بود منتقل نمودند

چگونگی قیام 15 خرداد

به دنبال انتشار خبر بازداشت امام در سحرگاه 15خرداد 1342 به مناسبت سخنرانی تاریخی امام که علیه اسرائیل و رژیم شاه بوده از نخستین ساعات روز 15خرداد، اعتراضات گسترده‌ای در قم، تهران، ورامین، مشهد و شیراز برگزار شد که با شعارهایی بر ضد شاه و در طرفداری از امام همراه بود.
 

مأموران نظامی که در نقاط مرکزی و حساس شهرهای قم و تهران مستقر بودند به روی تظاهر کنندگان آتش گشودند. مردم نیز با چوب‌ و سنگ به دفاع ازخود برخاستند. تظاهرات در آن روز و دو روز بعد نیز ادامه یافت و هزاران نفر از مردم کشته و مجروح شدند. فجیع‌ترین حادثه، قتل عام دهقانان کفن‌پوش ورامینی بود که در پشتیبانی از امام راهی تهران شده بودند. مأموران نظامی در سر پل باقرآباد با آنها روبرو شده و با سلاحهای سنگین آنها را قتل عام کردند.
پس از فرو نشستن قیام، اسدا‌… اعلم نخست‌وزیر، در مصاحبه‌ای با روزنامه هرالد تریبون در روز 17 خرداد 42 تهدید کرد که امام و برخی دیگر از علما، محاکمه نظامی خواهند شد و ممکن است حکم اعدام آنها صادر شود. شاه نیز دو روز بعد طی سخنرانی بیانات امام و تظاهرات مردم را به تحریک و پول بیگانگان- جمال‌عبدالناصر- دانست زیرا جمال‌عبدالناصر در آن زمان به دلیل همکاری شاه و اسرائیل روابط خصمانه‌ای با شاه داشت. در این راستا رسانه‌های رژیم ادعا کردند که شخصی به نام عبدالقیس از بیروت با هواپیما وارد فرودگاه مهرآباد شده و در گمرک مهرآباد حدود یک میلیون تومان پول از او به دست آمده و اعتراف کرده است که ناصر این پولها را برای افراد معینی در ایران فرستاده است. این ادعا مورد انتقاد بسیاری در داخل و خارج از جمله خیلی از نشریات خارجی واقع شد و رژیم هیچ دلیل و سندی در این خصوص ارائه نکرد. چند روز پس از دستگیری امام دهها نفر از مراجع و علمای ایران به عنوان اعتراض به دستگیری امام و اعلام پشتیبانی از وی، به تهران مهاجرت کردند. بر اثر اعتراض علما و فشار افکار عمومی سرانجام امام پس از دو ماه بازداشت در پادگان نظامی به منزلی در شمال شهرتهران منتقل گشت و تحت نظر قرار گرفت. از نخستین ساعات روز بعد مغازه داران تهران و شهرستانها به مناسبت آزادی نسبی امام بر سر در مغازه‌های خود پرچم نصب کرده و چراغانی نمودند و به مردم شیرینی و شکلات دادند.
یک روز پس از انتقال امام (12 مرداد) روزنامه‌های کثیر‌الانتشار کشور چیزی رابه دستور ساواک منتشر کردند. تا در نظر مردم چنین وانمود کنند که انتقال امام از زندان به محل جدید به دلیل تفاهمی بوده که میان ایشان و مقامات انتظامی بوجود آمده است. این خبر که شایعه‌ای بیش نبود و امام بعداً پس از آزادی کامل و بازگشت به قم در اولین فرصت طی یک سخنرانی آنرا به شدت تکذیب کرد.
شاه که تصور می‌کرد با سرکوب قیام 15 خرداد، دستگیری امام، کوتاه آمدن برخی از علما و از همه مهمتر شایعة تفاهم امام را منزوی ساخته است بتدریج در جهت عادی نشان دادن اوضاع حرکت کرد. از اینرو اسدا… علم را در 17 اسفند 42 برکنار ساخت و وانمود کرد او مسبب حوادث اخیر بوده و عزل وی به دنبال تفاهم با امام تحقق یافته است.
بعد از اعلم، حسنعی منصور به نخست‌وزیری رسید. او طی نطقی با تمجید از اسلام، از آن به عنوان «یکی از مترقی‌ترین و برجسته‌ترین ادیان جهان» یاد کرد و بر «مراحم و عطوفت خاص شاه: مقامات روحانی تأکید نمود. دو روز پس از سخنان منصور امام بدون اطلاع قبلی در شب 18 فروردین 43 وارد قم شد و به تدریج مورد استقبال علما و مردم قرار گرفت. در همان روز، روزنامه اطلاعات در مقاله‌ای تحت عنوان انقلاب سفید شاه و امریکا» نوشت «چقدر جای خوشوقتی است که جامعه روحانیت نیز در واکنش اکنون باهمه مردم، همگام در اجرای برنامه‌های انقلاب شاه و مردم شده است». امام خمینی در واکنش به این اتهام در 21 فروردین طی سخنانی مطالب روزنامه اطلاعات را به شدت تکذیب نمود و اظهار داشت:
«خمینی را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد کرد. من از آن آخوندها نیستم که در اینجا بنشینم و تسبیح به دست بگیرم. من پاپ نیستم که فقط روزهای یک شنبه مراسمی انجام دهم و بقیه اوقات خود سلطانی باشم و به امور دیگر کاری نداشته باشم. پایگاه استقلال اسلامی اینجاست باید این مملکت را از این گرفتاریها نجات داد.

آثار قیام 15 خرداد
به طور کلی قیام 15 خرداد آثار عمده‌ای از خود برجای نهاد:
1-رهبری حرکتهای مخالف رژیم را به مذهبیها منتقل کرد و چپی‌ها را به حاشیه راند.
2-کشتار مردم در قیام 15 خرداد، چهرة مزدورانه شاه را که تا آن زمان تقصیرها را به گردن نخست وزیران می‌انداخت افشا نمود و انقلابیون پس از آن به راههای اصلاح طلبانه پشت کرده سرنگونی نظام سلطنتی را خواستار شدند.
3-از آن پس طرد همه قدرتهای بیگانه از ایران مورد توجه قرار گرفت و سرانجام قیام 15 خرداد و نقطه آغاز نهضت بازگشت به خویشتن در کشور شد. از آن پس انجمن‌های اسلامی در نقاط مختلف پدید آ‌مدند و جو غیر اسلامی در دانشگاهها و دیگر مجامع به آرامی شکسته شد.

منابع:
http://daneshnameh.roshd.ir


 

دسته ها :
جمعه بیست و هفتم 10 1387

تا آن روز در شهر خودمان درگیری بین تظاهر کنندگان ومامورین رژیم پیش نیامده بود . صبح زود از خانه خارج شدم قرار بود پس از تجمع در مقابل مسجد جامع مانند روزهای گذشته تظاهرات از همان محل آغاز شود دسته دسته به تعداد جمعیت افزوده می شد زن و مرد جمع شده بودند تا تنفر خود را از رژیم شاهنشاهی به گوش جهانیان برسانند.

***

از بالای خیابان سر و کله ماموران ژاندارمری و بدنبال آن چند کامیون پر از سربازهای نیروی دریایی پیدا شد . اولین مرتبه ای بود که ماموران رژیم برای مقابله با مردم به خیابان آمده بودند مردم خود را برای رویارویی با آنها آماده کرده بودند . جمعیت بدون توجه به اخطارهای مامورین که بوسیله بلندگوی دستی پخش می شد بی هیچ ترس و واهمه ای همچنان وسط خیابان را سد کرده بودند و با فریادهای بلند شعار می دادند . چند گاز اشک آور از طرف مامورین به وسط جمعیت پرتاب شد تعدادی از گازها مجددا به وسیله مردم به طرف مامورین برگردانده شد و تعداد دیگری از کپسولها که داغ شده بودند وبا سرعت به دور خود می چرخیدند که نمی شد آنها را پرتاب کرد و از آنها گاز خارج می شد با خارج شدن گاز بشدت از چشمها اشک جاری می شد و احساس می کردیم که اعضای داخل بدنمان می خواست از حلقمان بیرون بیاید . راه مقابله با گاز اشک آور را یاد گرفته بودیم فورا لاستیک های کهنه را که از قبل آماده کرده بودیم آتش زدیم دود همه جا را فرا گرفته بود که ناگهان صدای رگبار گلوله بلند شد بعضی ها داخل بازار و گروهی دیگر داخل کوچه های کنار مسجد پناه گرفتند و عده ای هم با شعار هوائیٿ هوائیٿ همچنان سایرین را به مقاومت تشویق می کردند برای یک لحظه متوجه شدم کسی روی زمین افتاده دقت کردم دیدم خون از سینه اش جاری شده است با کمک چند نفر مصدوم را داخل مسجد کشاندیم لباسهایم پر از خون شده بود به توصیه یکی از دوستان که می گٿت اگر بگیر بگیر شود صلاح نیست که لباست خونی باشد به طرٿ خانه رٿتم بعد از تعویض لباس وقتی برگشتم درگیری تمام شده بود . مصدوم که استاد بنائی اهل شهر نی ریز بود و خلیل اصغری نام داشت به خیل شهدای انقلاب پیوست . (روحش شاد)

 

مهدی محمدی (کارمند آموزش و پرورش)

 

منابع:

http://www.sirjannews.com

 

دسته ها :
پنج شنبه بیست و ششم 10 1387

شروع مبارزات:

 

حوزه علمیه قم در سال 41 با ندای حضرت امام خمینی (ره) به پا خاست و شوری دیگر در این مرکز علم و تقوی و جهاد پدید آمد. ندای قیام و مبارزه از حوزه علیمه قم به سایر حوزه های علمیه دینی نیز منتقل گردید که مهمترین آنها حوزه بزرگ مشهد بود. آیت الله العظمی خامنه ای در این مورد نقش سازنده و عظیمی را ایفا نمود و ضمن فعالیتهایی که در قم داشت ارتباط خود را با علما و طلاب مشهد تقویت کرد، و کوشید با استفاده از فعالیتهای سایر علمای خراسان هرچه بیشتر و بهتر طلاب را تجهیز نمایند. این فعالیتها آنچنان موثر و چشمگیر بود که در سال 42 از طرف امام مأموریت یافتند سه پیام را به مشهد ببرند. سه پیامی که با محرم سرنوشت سازی که 15 خرداد در آن اتفاق افتاد ارتباط داشت.

 

پیام اول: برای علما، خطبا و منبریها و سران هیئتهای مذهبی، درباره حمله به اسرائیل و مساله فیضیه.

 

پیام دوم: برای مرحوم آیت الله میلانی.

 

پیام سوم: برای حاج آقا حسن قمی.

 

این رسالت بخوبی به انجام رسید و پیامها توانست موجب تشدید مبارزات در خراسان گردد. آیت الله العظمی خامنه ای در این سفر گوشه هایی از این پیامها را در شهرهای بین راه روی منبر برای مردم خواندند و همه جا بذر قیام را پاشیدند. سپس با تنی چند از دوستان متعهد قرار گذاشتند به شهرهای مختلف استان سفر کنند و به ترتیبی که امام خمینی معین فرموده بودند. از روز هفتم محرم آن سال، مسائل روز و اوضاع سیاسی و اجتماعی و مساله فیضیه و نقشه های پنهانی رژیم را برای مردم شرح دهند و این بدان علت بود که پس از جریان انجمنهای ایالتی و ولایتی و قضایای رفراندوم قلابی شاه و ضدیت او با اسلام و علماء و روحانیت و فاجعه ای که درفیضیه پدید آمد و نیز عزای عمومی نوروز سال 42 زمینه برای قیام عمومی علیه رژیم ستمشاهی پدید می آمد. محرم آن سال بهترین موقعیت را به دست داد، لذا امام و روحانیت به بهترین نحو از آن استفاده کردند. و از روز هفتم مطالب اساسی و حقایق با نهایت صراحت برای مردم بیان گردید و مقرر شد تا چهره منفور شاه از پس نقاب اصلاح طلبی برای مردم آشکار گردد. سهم آیت الله العظمی خامنه ای شهر بیرجند شد که مرکز قدرت و سیطره رژیم و به اصطلاح تیول اسدالله علم نخست وزیر وقت بود. حضرت آیت الله العظمی خامنه ای پس از ورود به بیرجند از روز سوم محرم منبر می روند و با آگاهی بخشیدن به مردم نهضت را شروع می نمایند. ایشان روز هفتم محرم که جمعیت کثیری در مجلس شرکت کرده بودند قضایای مدرسه را با حالی پر شور و بیانی گیرا گفته و مردم را بطور عجیبی متأثر و آگاه می کنند. این منبر در شهر خیلی صدا می کند و فردا صبح در مجلس دیگری که در منزل شخصی بود جمعیت عظیمی می آیند و آنجا نیز مسائل روز مطرح می گردد. شهر بیرجند در این دو روز به شدت منقلب شده بود و مردم آمادگی خاصی پیدا کرده بودند. صبح روز نهم (روز تاسوعا) حضرت آیت الله العظمی خامنه ای منبر داغی می روند و اوضاع به گونه ای می شود که عوامل رژیم به شدت نگران می شوند. و با اینکه در روزهای تاسوعا و عاشورا معمولا روحانیون را دستگیر نمی کردند ولی از شدت وحشت ایشان را دستگیر می کنند. ایشان را 2 روز در بیرجند نگه می دارند و سپس به مشهد برده و به تحویل ساواک مشهد می دهند اما همین دستگیری نیز اثر مهمی در بیداری مردم می گذارد. اثرات این فعالیتها و پیامها به گونه ای بود که در محرم آن سال مشهد پس از تهران بیشترین دردسر را برای رژیم فراهم کرد. به همین علت طاغوت با حضرت آیت الله العظمی خامنه ای که رسول آن پیامها بود و خود نقش اساسی در قیام مردم داشت با شدت و خشونتی برخورد کرد که تا آن موقع سابقه نداشت با روحانیون اینگونه رفتاری بشود. یعنی ابتدا ایشان را به ساواک و از آنجا به زندانی مخروبه در دژبان می برند که حتی از وسایل اولیه زندان هم محروم باشند. پس از آزادی از زندان مجددا به مبارزه پرداخته و با دوستان قرار می گذارند هرکدام به یک نقطه از کشور بروند و حقایق را افشا نمایند. این سفرها و حرکت دسته جمعی آن هم پس از 15 خرداد و بازداشت حضرت امام، بسیار ارزشمند بود و دامنه آن که اکثر شهرها و روستاها را در بر می گرفت رژیم را مستأصل و وحشت زده کرد و لذا عکس العمل شدیدی نشان داد.

 

ماه رمضان سال 42 که مصادف با سالگرد رفراندوم قلابی شاه بود، امام خمینی در حبس بودند اما در غیاب ایشان روحانیت و بخصوص شاگردان نزدیک امام به کار پرداختند و برای آگاهی دادن به مردم به اطراف کشور رفتند. ایشان در کرمان دو سه روزی به سخنرانی و دیدار و مذاکره با علما و طلاب و افراد مبارز می پردازند وسپس به زاهدان می روند. در زاهدان در مسجد جامع منبر می روند که استقبال خوبی از سوی مردم می شود. شب شانزدهم رمضان که تولد حضرت امام حسن مجتبی (ع) بود سخنرانی داغ و پرشوری ایراد کرده و صراحتا مسائل را مطرح می نمایند که همان شب توسط ساواک دستگیر و با هواپیما به تهران فرستاده می شوند. ایشان را به زندان قزل قلعه تحویل می دهند و حدود دو ماه این زندان طول می کشد که مدتی به صورت انفرادی و همراه با توهین و شکنجه های شدید بود. با وجود این، پس از آزادی، اولین اقدام ایشان که نشان دهنده شجاعت معظم له است، رفتن به دیدار امام در منزلی واقع در قیطریه، که زندان محترمانه!! ایشان بود، می باشد. معظم له به همراهی ده نفر دیگر از روحانیت جلسه ای تشکیل داده و درباره ایجاد تشکیلاتی مخفی به مذاکره می پردازند. هدف از تشکیلات، متشکل کردن کلیه فعالیتهای حوزه علمیه قم و سپس مردم در جهت و خط امام بود. در سال 44 این تشکیلات لو می رود و آیت الله العظمی خامنه ای به تهران آمده و در تهران با آقای هاشمی رفسنجانی همخانه می شوند. مدتی قبل از این حادثه مقام معظم رهبری به علت ترجمه کتاب آینده در قلمرو اسلام مجبور به ترک شهر مشهد شدند زیرا مطالب این کتاب و بخصوص مقدمه و پاورقی های ایشان، ساواک را به شدت نگران کرده بود. ساواک کتاب را در چاپخانه توقیف کرده و دو نفر از مسئولین چاپخانه را دستگیر می کند، و با این وجود کتاب از طریق دیگر چاپ و پخش می شود.

 

 

 

روز چهاردهم فروردین 46 حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در مشهد برای چندمین بار دستگیر و زندانی می شوند این بار زندان ایشان حدود چهار ماه طول می کشد. پس از آزادی در مشهد اقامت می کنند و به کارهای دینی و علمی بخصوص تشکیل کلاسهای تفسیر قرآن کریم می پردازند و ضمن آن به سازماندهی طلاب مشغول می شوند. در زلزله ویرانگر منطقه فردوس و کاخک و گناباد که خرابی و تلفات زیادی به بار آورد حضرت آیت الله العظمی خامنه ای با تعدادی از روحانیون و طلاب و بازاریان به آن سامان رفته و بطور چشمگیری اوضاع را مرتب نمودند. ساواک بیشتر از قبل نسبت به ایشان حساس شده و بارها درس تفسیر ایشان را تعطیل کرد. در سال 46 مجددا ایشان در قم دستگیر شده ولی همان روز آزاد می شوند. در سال 49 پس از فوت مرحوم آیت الله حکیم در رابطه با تبلیغ خط امام و مرجعیت ایشان دستگیر شدند و مدت بیش از چهار ماه در زندان بودند و پس از آزادی مجدداً به فعالیت پرداختند. از جمله در تهران در انجمن اسلامی مهندسین در محرم سال 49 شبهای تاسوعا و عاشورا درباره حدیث (من رای سلطان جائرا .....) سخنرانی بسیار پرشور و حماسه ای کردند که همه را تحت تأثیر قرارداد و پس از آن گروههای مسلح زیر زمینی با ایشان تماس گرفته و در ارتباط با همین گروههای مسلح در سال 50 پس از عملیات انفجار دکلهای برق در هنگام جشنهای دو هزار و پانصدمین سال ستمشاهی، ایشان دستگیر و این بار تحت شکنجه های شدید قرار می گیرند و در سلولی تاریک و نمور و بدون هیچگونه روشنایی زندانی می شوند. و علیرغم این همه فشار، با مقاومت دلیرانه این روحانی شجاع و آزاده روبرو می شوند و نمی توانند از او چیزی بدست آورند، به ناچار پس از پنجاه و چند روز (حدود دو ماه) وی را آزاد می سازند. ایشان دوباره به فعالیت مشغول می شوند. این بار مسجد امام حسن که آن موقع مسجد کوچکی بود به پایگاه ها اضافه می شود و آیت الله العظمی خامنه ای در آن به اصرار عده ای از علاقمندان به اقامه نماز جماعت و درس تفسیر می پردازند. و بدین ترتیب علاوه بر ارتباطهای مخفی و محدود، ارتباط مستقیم شبانه روزی از طریق مسجد با توده های مردم نیز اضافه می شود. بعد از مدتی از ایشان برای امامت جماعت مسجد کرامت نزدیک باغ نادری مشهد که یکی از شلوغترین و حساسترین نقاط این شهر است، دعوت به عمل می آید که به علت ازدحام مردم و استقبال شدید توده های انبوه، ساواک مسجد را برای مدتی تعطیل می کند. این نوع فعالیت خیلی موثر بوده مورد توجه همه به خصوص شهید مطهری و شهید باهنر قرار گرفت.

 

مرحوم آیت الله طالقانی صریح می گفتند که آقای خامنه ای امید آینده است و مشهد که می روید حتما با ایشان دیدار نمائید. این فعالیتها موجب شد که ایشان تحت مراقبت ویژه بوده و همواره با احضار به ساواک مورد بازجویی قرار گیرند و یا منزل ایشان را محاصره و از رفت و آمد افراد ممانعت به عمل آورند وبه تدریج درسهای ایشان را نیز با زور تعطیل نمایند.

 

و بالاخره هم در دیماه سال 53 ایشان را دستگیر و به تهران آورده در زندان و شکنجه گاه مخوف ساواک یعنی کمیته مبارزه با خرابکاری به طور انفرادی محبوس می کنند. این دوره از زندان حدود دو ماه به طول انجامید و تمام این مدت در سلولهای انفرادی یا دو سه نفره همراه با شکنجه های شدید گذشت. علیرغم همه این فشارها و شکنجه ها ساواک مخوف شاه، نتوانست پی به اسرار این شاگرد مقاوم امام ببرد و حتی نتوانست مدرکی ولو کوچک از ایشان به دست آورد که وی را به دادگاه بفرستد و محکومیتی برای او بگیرد. لذا به ناچار در زمستان 54 ایشان را رها ساختند و معظم له دوباره به مشهد رفتند و باز مبارزه و جهاد خستگی ناپذیر را دنبال کردند. این بار مسئولیتها بسیار شدیدتر از گذشته بود. با اوج گرفتن مبارزات و آشکار شدن انحراف در سازمان منافقین و احساس روحانیت و مردم به لزوم تشکلی اسلامی که در رأس آن به جای افراد عادی و سیاسی افرادی روحانی و آشنای به فقه و سیاست باشند، در مشهد هسته اولیه تشکلی اسلامی با رهبری امام و مدیریت روحانیت متعهد و انقلابی شکل یافت. خبر این تشکیلات را به زندان برای علمای دربند مثل آقای هاشمی رفسنجانی و .... می فرستند و آنها هم تأیید می کنند. شهید مطهری هم در همان سال در پیامی که از نجف از طرف امام آورده بودند مبارزین سابقه دار را گردهم جمع می کنند. همین ارتباطات باعث گردید که تظاهرات عظیم سالهای 56 ـ 57 سازمان یابد که نقش آیت الله العظمی خامنه ای در پایه گذاری این تشکل بسیار قابل توجه است. آن هم تشکلی که به خاطر خدا و جهاد و شهادت پدید آمده بود نه برای قدرت طلبی و به دست آوردن موقعیت و مقام.

 

 

 

تبعید به ایرانشهر:

 

در گیرودار این فعالیتها و در نقطه اوجگیری انقلاب اسلامی در سال 56 رژیم ستمگر با نهایت خشونت ایشان را دستگیر می کند و پس از چند شب زندان ایشان را به ایرانشهر تبعید می نماید. اما تبعید و آب و هوای گرم و دمدار ایرانشهر کمتر از آن بود که این مظهر جهاد و تلاش و مبارزه را آرام سازد. بلکه آنجا نیز از فرصت استفاده کرده در ایجاد وحدت و همبستگی بین نیروهای مبارز آن سامان و نیز وحدت بین برادران شیعه و سنی می کوشند و موفقیت زیادی به دست می آورند. و با تماس با مردم و تبلیغ و برطرف ساختن مشکلات و محرومیتهای این استان نقش مهمی در توجه مردم به امام و روحانیت و اسلام و انقلاب ایفا می کنند. انفاقاً در آن سال در ایرانشهر سیلی می آید که منجر به بی خانمان شدن و صدمه دیدن عده زیای از مردم می شود.آیت الله العظمی خامنه ای با استفاده از تجربه فردوس و گناباد یک گروه از روحانیون و طلاب را بسیج می کنند. و گروه امداد روحانیت را تشکیل می دهند. و این گروه به قدری در کار امداد و تبلیغ و تحریک و تشجیع مردم موفق می شود که ساواک وحشت می کند. ایشان را احضار کرده و رئیس ساواک به معظم له می گوید:

 

(دیشب در کمیسیون امنیت شهربانی به ساواک گفتم شما چقدر بی عرضه هستید که هیچ کاری نکردید. یک تبعیدی ببینید اینجا چه اوضاعی درست کرده!).

 

این تبعید تا سال 57 طول می کشد و در این سال با اوجگیری انقلاب و بیرون رفتن کنترل اوضاع از دست رژیم، آیت الله العظمی خامنه ای به مشهد باز می گردند و بیش از پیش به فعالیت می پردازند.

 

 

 

گلچینی از

Tak3Da

دسته ها :
دوشنبه بیست و سوم 10 1387
X