دسته
دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 140431
تعداد نوشته ها : 330
تعداد نظرات : 258
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

گفتگو/ خاطرات هاشمی از مقاطع مهم انقلاب

 

هیچ وقت از امام نشنیدم که مبارزه مسلحانه را تایید کنند/ بدترین خاطره من از زندان پس از ترور منصور بود/ غیر از این موارد و آن دو مورد ترور و سوء قصدی نداشتم/ یکی از اختلافات ما با مهندس بازرگان در رابطه با وزرا بود/ آیت الله خامنه ای، آیت الله موسوی اردبیلی و مهندس موسوی در آن جلسه بودند/گفتیم «کسی را نداریم »امام گفتند «چرا نداریم »، گفتیم «نمی شناسیم »، گفتنند «همین آقای خامنه ای »، بعد از این جلسه آقای خامنه ای به امام گفتند «بر ما حرام کنید که این جریان را بیرون نقل کنیم »، امام هم گفتند «حرام است ».

به گزارش «جهان»، همشهری ماه در شمار اخیر خود که به مناسبت سالگرد انقلاب اسلامی تهیه شده است، مصاحبه تفصیلی با هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره خاطرات وی از ابتدای آشنایی با رهبر کبیر انقلاب و حوادث تاریخی انقلاب با عنوان "60 سال خاطره در 100 دقیقه" منتشر کرده است که بخش‌هایی از آن در زیر آمده است:

 

 

آشنایی شما با حضرت امام چگونه شکل گرفت؟

در سن جوانی یعنی سال 1327 از روستا به قم آمدم، در قم در منزل آقای اخوان مرعشی بودم .

یک سال پس از اقامتم در قم انها منزلی در کوچه یخچال قاضی خریدند که درست رو به روی منزل امام ره بود .

ما هم همراه انها به ان منزل منتقل شدیم .

در مسیر منزل تا مدرسه فیضیه ،گاهی امام را می دیدم و همراه ایشان در کوچه ها می رفتیم و سوال می کردیم .

من جوان بودم و ایشان شخصیت بسیار مبارزحوزه بودند . با محبت های ایشان در همین رفت و امد ها یک آشنایی سطحی بین ما ایجاد شد .

در سال 1328 مسائل سیاسی گل کرده بود: توده ای ها توده ای ها ففدایان اسلام ،جبهه ملی و...فعال بودند و مقداری از سوالات ما از امام ره درباره این مسایل بود .

 

ایشان تجربیات خوبی داشتند و من هم به عنوان یک جوان روستایی نمی توانستم این مسایل را به سرعت درک کنم :به راهنمایی های افرادی مثل امام ره نیاز داشتم و ایشان هم واقعا کمک کردند کم کم به درس ایشان رفتیم که ارتباط ما بیشتر شد : چون من سوالات فراوانی داشتم وایشان هم پاسخ می گفتند .نشریه مکتب تشریع را با شهید با هنر منتشر می کردیم.

 

امام هم با مشورت هایش کمکمان می کرد . بعد ها که به دوران مبارزه رسیدیم ،در حساس ترین مسائل با ایشان کار می کریم .

طبعا وقتی انسان وارد مسایل آن گونه شود .برای رهبری مثل امام اصحاب سر می شود . این وضع ادامه پیدا کرد تا روزی که ایشان روی در نقاب خاک کشیدند . همیشه از شاگردان و مریدان امام بودم .

 

****

امام در طول مبارزه از مبارزات مسلحانه حمایت می کردند؟

 

هیچ وقت از امام نشنیدم که مبارزه مسلحانه را تایید کنند. البته ایشان می دانستند که ما تایید می کنیم، چون هم پول می دادیم و هم تبلیغ می کردیم که افراد به این گروه ها بپیوندند، ولی ما را منع نمی کرد . ما از امام توقع داشتیم که تایید کنند.

 

آیت الله طالقانی و من نامه های جداگانه ای به امام نوشته بودم که زمانی هم به خاطر آن نامه ها بازداشت شدیم ولی امام تایید نکردند .

 

در این مدت افکار انحرافی آنها (منافقین) هم روشن شده بود به طوری که در سال 1354که من در سفری به نجف رفتم و خدمت امام رسیدم .

 

گفتم «تا به حال تا به حال ما از شما می خواستیم که اینها را تایید کنید ولی کسانی را که قبلا تایید کرده بودیم دیگر تایید نمی کنیم، چون با جریان های نادرست مخلوط شده اند.

 

گروه های مسلحانه اسلامی مثل منصورون و دیگران هم بودند؟

 

اولین گروه مسلحانه اسلامی شاخه ای از موتلفه بود که مذهبی بودند . آنها حجت کارهایشان را از نمایندگان امام می گرفتند . امام 3 نفر را مشخص کرده بودند که انها را در مسایل اسلامی هدایت کنند .

 

****

 

تلخ‌ترین دوران شما در زندان چه دورانی است؟

 

همیشه روزهای اول بازجویی تلخ بود . پرونده ها فرق می کرد، ولی اولین شب زندان خیلی بد بود .سخت می گرفتند.

بدترین خاطره من از زندان پس از ترور منصور بود که مرا خیلی شکنجه کردند، سال 43 بود که در قزل قلعه بدترین شکنجه های ممکن را کردند . یک شب زمستان پس از نماز مغرب ، باز جویی دوم را شروع کردند و تا نماز صبح یکسره شکنجه کردند .

 

نیمه های شب یکباره مرا به سلول بردند تا بدنم سرد شود که دوباره شلاق بزنند.

 

****

 

در آستانه انقلاب بحث‌هایی مطرح می‌شد که مربوط به دیدار بعضی سران پهلوی با بعضی از رهبران انقلاب و حتی بعضی خارجی‌ها بود، مثلا شایعه دیدار ژنرال هایزر با شهید بهشتی مطرح شده بود. آیا واقعا چنین اتفاقی افتاده است؟

 

دیدار شهید بهشتی با هایزر که شایعه بود. هیچ و قت از شهید بهشتی نشنیدم که ایشان بگویند مذاکره کرده اند ولی در مجموع این این کارها در آن زمان تابو نبود. ملاقات و مذاکرات انجام می شد مثلا 2-3 ماه قبل از پیروزی انقلاب که از زندان آزاد شدم و آن موقع امام در پاریس بودند، آقای مطهری از من برای جلسه ای در منزل خودشان دعوت کردند که وقتی رفتم، دیدم آقای منتظری، شهید بهشتی و دوستان که انقلاب و مبارزه را اداره می کردند جمع هستند. آقای مقدم رئیس ساواک هم آمد. قرار بود آقای منتظری به پاریس بروند و با امام ملاقات کنند . مقدم آمده بود که مسایل را توضیح بدهد.

 

شما کی آزاد شدید؟

 

آخرین بار در آذر ماه 1357 آزاد شدم. مدت محکومیت من 3 سال بود 10روز از مدت حبس باقی مانده بود که آزاد شدم . آقای منتظری پس از من آزاد شدند . آقای مقدم در آن جلسه حرف هایش را زد و کسی اعتراض نکرد که چرا ایشان به این جلسه امد . یا مهندس بارزگان با بختیار مذاکره داشت و حرف های آنها را به ما منتقل می کرد . با تیمسار مدنی که بعد از انقلاب استاندار خوزستان و فرمانده نیروی دریایی ارتش شد و به همراه آقای عباس امیر نظام ،هم در دولت بختیار بودند و هم با جبهه ملی و نهضت آزادی همکاری داشتند، در جلسات مدرسه رفاه یکی دو بار آمد و حرف های بختیار را نقل کرد.این کار اشکالی نداشت.

 

****

 

غیر از آن ماجرای ترور اوایل انقلاب و سوء قصدی که بعدها در حرم امام نسبت به شما شد ،در این سال ها چند بار مورد سوءقصد قرار گرفته اید ؟

 

عملیات سوءقصد همین دو مورد بود که یک بار در خانه ام ترور کردند و یک بار هم تیر زدند که به من اصابت نکرد . موارد دیگری هم بود که کشف می شد؛ مثلا آلان که دارم خاطرات 64 سال را آماده می کنم ، می بینم گزارش هایی بود که طرح ترور من و آیت الله خامنه ای ریخته شده ، آقای ری شهری و دوستان شان کشف کرده بودند . قدری احتیاط کردم و طراحان آن را دستگیر کردند . غیر از این موارد و آن دو مورد ترور و سوء قصدی نداشتم.

 

****

 

اگر به آن دوران برگردیم شما دوباره موافق دولت موقت و مهندس بازرگان هستید؟

 

اگر با همان شرایط باشیم بله . انتخاب آقای بازرگان کار درستی بود که نشان از همش امام داشت . چاره ای غیر از آن نبود ؛ کسی نبود که دولت را اداره کند . افرادی از نهضت آزادی سابقه دولت داشتند در دولت آقای مصدق بودند ،دانشگاهی بودند و اطلاعات مدیریتی داشتند . ما طلبه ها یا در مدرسه یا در زندان بودم . ثانیا می خواستیم با آنها کار کنیم و اعتماد هم وجود داشته باشد . فکر می کنم این کار خیلی درست بود . ما در شورای انقلاب تعیین می کردیم و امام تصویب و تایید می کرد، ولی از قبل با امام مشورت می کردیم و نمی خواستیم ایشان را در مقابل عمل انجام شده قرار بدهیم . وقتی قبول می کردند ،رسما پیشنهاد می دادیم .همه وزرا را شورای انقلاب تعیین کرد . یکی از اختلافات ما با مهندس بازرگان در رابطه با وزرا بود. ایشان می گفت «من کابینه ام را معرفی می کنم و شما یکجا بگویید آری یا نه و لازم نیست یکی یکی تایید کنید ». ما نمی پذیرفتیم و مدت ها بحث می کردیم . می گفتیم «در کابینه پیشنهادی شما بعضی ها را قبول داریم و بعضی ها را قبول نداریم »

 

****

گفته می شود قسمت هایی از خاطرات شما بنا به مصالحی حذف می شود؛ درست است ؟

 

خیلی کم است . اولا موقعی که می نوشتم در نظر بود که روزی پخش می شود . گاهی اوقات مسائل سری مربوط به مسائل کشور هست که هنوز هم باید محرمانه باشد. در واقع موقع نگارش خاطرات خود ممیزی می کردم. یکی از چیزهایی که در خاطرات ام نمی نویسم ، مسائلی است که شاید باعث ایجاد فتنه شود . البته زمانی که می خواهیم چاپ کنیم ، مسائل مربوط به افراد حقیقی را از انها استعلام می گیریم . و اگر قبول دارند چاپ می کنیم . مثلا فرزندان یکی از علما جزو منافقین بودند که بازداشت شده بودند و بعد آنها توبه کردند و آزاد شدند و الان در جاهای مختلف مشغول فعالیت هستند . این مطلب در خاطرات مربوط به ورزش امده بود .الان که نمی توانم آن خاطرات را چک کنم . پروند ه دارند ولی در جامعه کسی نمی داند این گونه خاطرات را چاپ نمی کنم .

 

بعضی از خاطرات شما خبر واحد است؛ مثل مطلب مربوط به حذف شعار مرگ بر آمریکا که اخیرا بحث آن داغ بود .

 

این مسئله خبر واحد نیست؛ آیت الله خامنه ای، آیت الله موسوی اردبیلی و مهندس موسوی در آن جلسه بودند. در جلسه سران تصمیم گرفتیم و به امام گفتیم و امام دستورش را به صدا و سیما داده بودند؛ منتها اوایل به این شکل بود که مردم این شعار را بدهند و صدا و سیما پخش نکند . به علاوه در خاطرات سال 1362هم این مطلب بود که کسی اعتراض نکرد . ظاهرا وقتش الان بود که اعتراض کنند! در خصوص خبر واحد هم خاطرات فراوانی با امام دارم که کسی جز من و ایشان نبود.

 

اشاره امام به رهبری آیت الله خامنه ای خبر واحد بود ؟

 

نه ، در جمع ما 5 نفره گفتند؛ مربوط به زمان عزل آیت الله منتظری بود که ما اظهار نگرانی کردیم و گفتیم «کسی را نداریم »امام گفتند «چرا نداریم »، گفتیم «نمی شناسیم »، گفتنند «همین آقای خامنه ای »، بعد از این جلسه آقای خامنه ای به امام گفتند «بر ما حرام کنید که این جریان را بیرون نقل کنیم »، امام هم گفتند «حرام است » که نقل نکردیم . به علاوه افرادی مثل من سخنان فروانی را از امام شنیدیم که کسی نبود، ولی نمی توانیم نگوییم؛ ما باید بگوییم و هر کس نخواست، قبول نکند و البته مواردی هم هست که مصلحت نمی دانم بگویم.

 

مثل نامه حضرت امام در باره ختم جنگ که در برخی از سایت ها هم بود؟

 

درست است.

 

30 سال از انقلاب گذشته و شما در بسیاری از تصمیم گیری ها حضور داشته و اهل نظر بوده اید . فکر می کنید انقلاب چقدر به اهداف خود رسیده است ؟

 

 

انقلاب به اهداف اصلی خود رسیده؛ اولا نظام شاهنشاهی را عوض کردیم که کار عظیمی بود . ثانیا نظام ولایت فقیه را در کشور آوردیم که بی نظیر بود . انقلاب های زیادی در کشورهای اسلامی شد، ولی کسی این کار را نکرد. ثالثا برای مکتب تشیع ساختار درست کردیم . رابعا قانون اساسی کاملا اسلامی داریم . گذشتن از پله های سخت ارتقا ،کار دشواری بود الان شکل نظام و ساختار ما خوب است . نیرو های زیادی تربیت کردیم که الان در کشور هستند . اگر از این پتانسیل استفاده نمی شود، بحث دیگری است . ایران را تا مرحله ای ساختیم ، نام اهل بیت ، شیعه و حکومت ناب اسلامی را در دنیا جا انداختیم که مخاطبان زیادی داریم .

 

هدفی بوده است که انقلاب به آن نرسیده باشد ؟

 

بله مثلا فکر می کردیم باید کشور را بیش از این آباد کنیم که نشد. یا فکر می کردیم که حوزه و دولت باید کار کند و احکام اسلامی در حوزه با تقویت فقه حکومتی مشخص شوند و در نظام شکل رسمی بگیرند و احکام واقعا اسلامی را اجرا کنیم که نشد.

 

منابع:

http://www.jahannews.com

 

کدخبر: ۲۳۳۵۲تاریخ انتشار: ۱۸ بهمن ۱۳۸۶

 

دسته ها :
جمعه بیستم 10 1387

در بیستم بهمن سال 1357 اتفاق افتاد : التهاب و هیجان جبهه مردمی انقلاب و جبهه ضد مردمی و ضد انقلابی را فرا گرفته است . التهاب مردم برای ورود به مرحله تازه ای از رویا رویایی هاست زیرا شایعه شده است که گروهی از فرماندهان ارتش درحال اضمحلال قصد دارند کودتایی را علیه انقلاب راه بیاندازند . بختیار " بی اختیار"بلوف می بافد با تار و پود پوک . رهبر کبیر انقلاب به همگان خونسردی هوشیارانه را همراه با حضور در صحنه اعتراض ها یاد آوری می کند و نو ید پیروزی و سازندگی می دهد.

* امام خمینی در مدرسه علوی تهران در جمع نمایندگان شورای  هماهنگی اعتصابات با تشریح راه سازندگی و تداوم انقلاب اسلامی اظهار داشتند : ...اجانب را بیرون کنید  . این قدم اول است . قدم دوم ، قدم سازندگی است مهمترتر از قدم اول است . قدم سازندگی از حالا به بعد شروع می شود . هر جای این مملکت شما دست بگذارید خرابی هست . این ادارات دولتی را به واسطه این که اشخاصی که در راس بودند بسیارشان اشخاص غیر صحیح بودند و همین طور وزارتخانه ها و اشخاصی که در راس بودند اشخاصی نبودند که ملی باشند ، ادارات را تقریبا باید گفت اینها خراب کردند . و همین طور شما ملاحظه می کنید که وضع زراعت ما که یکی از چیز های بزرگ مملکت است و اقتصاد مملکت ما بسته به اوست اینها به اسم اصلاحات ارضی از بین بردند و الآن کشاورزی شما ورشکسته است و شما محتاجید به این که از خارج همه چیز ها را بیاورید و همین طور مراتع ما را از بین بردند و به غیر دادند و به اسم ملی ملت ما را از آن محروم کردند و دامدارهای ما از بین رفتند . این دامدار ها این کشاورزها که در محال خودشان نتوانستند زندگی شان را ادامه بدهند رو به شهرستانها آوردند که اینجا یک کاری پیدا کنند . اینجا هم کاری صحیحی نبوده است . خیر . از قراری که من شنیده ام در خود تهران محله های بسیاری هست که این محله ها محله های زاغه نشین ، چادر نشین و امثال اینهاست که این بیچاره ها در آنجا با وضع فلاکت باری زندگی می کنند . باید همه آقایان دست به دست هم بدهند همه اقشار با هم اتحاد پیدا بکنند و با کمال دلسوزی در این خرابه مشغول ساختمان بشوند . هر کس اهل اداره است مواظب باشد که در آن اداره مفاسدی که بوده تذکر بدهد به دولت . هر کس هر جا هست مفسده های آنجا را یادداشت کند ، تذکر بدهد تا بلکه انشاء الله با کوشش های زیاد این امور رفع شود .  
 


 ایشان همچنین در جمع پزشکان و کارکنان بیمارستان سوم شعبان با بیان این که پیروزی نهضت تنها با تشریک مساعی همه قشر ها امکان پذیر است ، خاطر نشان کردند : ... شما که در بیمارستانها بودید می دانید به این ملت چه گذشت . شما یک گوشه اش را می دانید ، بیمارستانهای دیگر هم گوشه های دیگرش را می دانند . بسیاری اش هم از چشم شماها و سایر برادر  های شما مخفی بوده است چنان که دزدی هایی که اینها کردند از چشم ما اکثرش مخفی است ، ما نمی دانیم اینها چه کردند ... 

* طرفداران بختیاردر میدان امجدیه تهران تظاهرات کردند  هدف از این تظاهرات حمایت از قانون اساسی شاهنشاهی و دولت غیرقانونی بختیار بود. در این تظاهرات عمال رژیم پهلوی و خانواده‏هایشان حضور داشتند و شعارهای آنان اغلب به حمایت از حکومت سوسیال دمکراسی بختیار بود. این اجتماع به دعوت "جبهه وحدت ملی"  از ساعت نه و نیم به منظور تایید دولت بختیار تشکیل شد . شرکت کنندگان در آن که بیش از سی هزار نفر تخمین زده می شدند با صدور قطعنامه ای از دولت ، اجرای کامل و دقیق قانون اساسی و از بختیار حفظ سنگر خود به عنوان پاسدار قانون اساسی را خواستار  شدند.

( این حرکت آن قدر  مفتضح و رسوا وبی بوته بود که بسیاری از کسانی که دراین متینگ شرکت داشتند به گرفتن پول اقرار کرده بودند. این حرکت تلاشی  برای دمیدن روح در کالبد مرده وبد بویی  بود که تا آن روز هفت کفن پوسانده بود اما بختیار و طرفداران اندک شمارش در وهم و خیال مالیخولیایی غرق شده بودند که ممکن است بتوانند آتش جهنمی راکه شعله ور کرده اند  لحظه ای سرد کنند.آن هم با بازی " شوشیال دمکراشی " که به قیافه رییسشان بختیار می آمد.)   

* مزدوران گارد شاهنشاهی به پادگان نیروی هوایی حمله‏ور شد‏ه‏اند تا برخی از انقلابیون را دستگیر کنند.

 


* امام اعلام کرد : من هیچ سخنگویی ندارم . و فقط آنچه من بگویم و من بنویسم از قول من استناد دارد ...من خود اهل بیان و قلم هستم و آن چه می خواهم خود می گویم . بنابراین مطالبی که در مطبوعات و رادیو وتلویزیون از کسانی که خود را به من
نزدیک می دانند از قول من گفته می شود ، سند یت ندارد و به این جانب مربوط نیست .

* مهندس مهدی بازرگان نخست وزیر موقت دولت انقلابی در یک سخنرانی که در دانشگاه تهران ایراد کرد برنامه های دولت موقت را اعلام نمود . بازرگان در نخستین سخنرانی خود در برابر مردم گفت : ماموریتی که رهبر انقلاب به من داده است پر مخاطره ترین و سنگین  ترین ماموریت در عمر 71 ساله مشروطیت ایران است که به نخست وزیر ایران داده شده است . آنگاه بازرگان افزود : خطوط اصلی و وظایف دولت موقت به قرار ذیل است :
احراز و انتقال قدرت ، ارایه و اثبات حقانیت ( رفراندوم ) ، احیا و اداره و اصلاح مملکت ، انتخابات مجلس موسسان و ارجاع به آراء عمومی برای تدوین و تصویب قانون اساسی جدید ، انتخابات  مجلس شورای ملی ، استعفا و تحویل کار به رییس جمهور و به دولت رسمی بعدی .

*آیت الله شریعتمداری طی تلگرافی ، انتصاب بازرگان را به نخست وزیری تبریک گفت .

* متجاوز از یک هزار و پانصد نفر از عشایر و ایلات بختیاری در مقابل دانشگاه تهران تظاهرات کرده و دولت بازرگان را مورد تایید قرار دادند . 
  
* حدود ساعت سی دقیقه بعد ازنیمه شب در اطراف خانه امام خمینی تیر اندازی شد و سه تن از پاسداران امام توسط ماموران فرمانداری نظامی کشته و مجروح شدند .

منابع:

 http://www.aviny.com

دسته ها :
پنج شنبه نوزدهم 10 1387

روز شمار انقلاب سال 1340

 

فروردین 1340 (پنج شنبه)

ـ وفات آیت‌الله العظمی حاج سید حسین بروجردی

 

آیت‌الله العظمی حاج سید حسین بروجردی با سی واسطه نسبت به حضرت امام حسن مجتبی (ع) می‌رساندند. در سال 1253 ش در بروجرد متولد شده و در سن 18 سالگی برای تکمیل تحصیل به اصفهان رفت و پس از ده سال به نجف اشرف عزیمت نموده و به درس آیت‌الله خراسانی وارد گردید. ایشان پس از مراجعت و اقامت در بروجرد به قم مهاجرت کرده و به عنوان مرجع تقلید شیعیان جهان معرفی گردیدند و مدت 16 سال مرجعیت عامه را عهده‌دار بودند.

 

16 مهر 1340 (یک شنبه)

 

ـ تصویب قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی

 

رژیم پهلوی بعد از وفات آیت‌الله بروجردی زمینه را برای پاک کردن اسلام از متن فعالیت‌های مردم ایران مناسب دید و به این دلیل قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی را به تصویب دولت و مجلس وقت رساند و آن را در مطبوعات اعلام کرد. در این قانون قسم به قرآن و شرط مسلمان بودن برای نمایندگان مجلس حذف شده بود و همین باعث اعتراض علمای اسلام و مردم مسلمان گردید.

 

روز شمار انقلاب سال 1341

 

 

8 آذر 1341 (جمعه)

ـ لغو قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی

 

با اعتراض علمای اسلام از جمله آیت‌الله روح‌الله خمینی و آیت‌الله حائری و دیگر علما و حضور گسترده مردم در پشتیبانی از علمای اسلام پس از مکاتبات و تظاهرات و اعتراضات ، دولت خائن ا سدالله علم قانون فوق را ملغی اعلام کرد.

 

19 دی 1341 (چهارشنبه)

 

ـ اعلام انقلاب سفید

 

رژیم پهلوی و در رأس آن محمدرضا در جهت خواستهای استعمارگرانه امریکا و همچنین تغییر فکر مردم ایران دستورالعمل دیکته شده استکبار را که در کشوهای دیگر به اجرا درآمده بود به عنوان انقلاب سفید به مردم ایران عرضه نمود و آن را به رفراندم گذاشت.

 

2بهمن 1341 (‌سه شنبه)

 

ـ تظاهرات مردم در تهران

 

با تحریم رفراندم از طرف امام خمینی بازار تهران تعطیل شد و مردم در اطراف بازار اجتماع کردند و گروهی به منزل آیت‌الله خوانساری و آیت‌آلله بهبهانی رفتند.

 

روز شمار انقلاب سال 1342

 

1 فروردین 1342 (پنج شنبه)

 

ـ اعلام عزای عمومی در عید نوروز

 

امام خمینی برا ی جوابگویی به اقدامات شاه و اطرافیانش عید نوروز سال 1342 را عزای عمومی اعلام کرد مردم مسلمان ایران با برافراشتن پارچه سیاه به ندای او لبیک گفتند و روحانیون از خطرات دولت برای اسلام صحبت کردند.

 

2 فروردین 1342 (جمعه)

 

ـ تهاجم رژیم پهلوی به مجلس سوگواری در مدرسه فیضیه

 

عصر این روز مراسم عزاداری در مدرسه فیضیه قم برپا بود که سربازان مسلح و مأمورین امنیتی محل را محاصره نمودند و سپس گروهی از آنها با لباس مبدل به درون مدرسه رفتند و در میان سخنرانی یکی از گویندگان به او حمله کردند. سپس به طلاب مدرسه فیضیه حمله نمودند و آنها را از حجره‌هایشان به بیرون پرتا ب کردند و با به شهادت رساندن گروهی از آنان در تاریکی شب محل را ترک کردند.

 

13 خرداد 1342 (دوشنبه)

 

ـ دستگیری حضرت امام خمینی

 

بعد از سخنرانی تاریخی امام خمینی در عصر عاشورای 1342 ش که در آن رژپم پهلوی و ایادی آن را محکوم نمود نیمه شب کامیونهایی از سربازان و مأموران امنیتی خانه ایشان را محاصره کرده و ایشان را بازداشت نموده و به تهران منتقل کردند، مأمورین حضرت امام خمینی را یک روز در باشگاه افسران و بعد در زندان قصر به مدت 19 روز و پس از آن در پادگان عشرت‌آباد محبوس ساختند.

 

15 خرداد 1342 (چهارشنبه)

 

ـ قیام ملت ایران در اعتراض به دستگیری امام خمینی

 

پس از اعلام خبر دستگیری امام خمینی ، مردم مسلمان قم جلوی خانه آیت‌الله گلپایگانی و صحن مطهر حضرت معصومه (س) تجمع نموده و پس از صدور بیانیه‌ای به تظاهرات پرداختند و با شعار یا مرگ یا خمینی از حرم بیرون آمدند ولی فاصله‌ای را طی نکرده که با رگبار مسلسل مواجه شدند و درگیری بسیار شدیدی بین مردم و مأمورین به وجود آمد، مأمورین مردم را محاصره کرده و به تیراندازی پرداختند. در این هنگام حاج مصطفی خمینی پسر امام از مردم خواست به خانه‌هایشان بروند. در شهرهای دیگر هم درگیری بین مردم و مأمورین رژیم پهلوی باعث به شهادت رسیدن عده زیادی از مردم گشت و رژیم خون‌آشام پهلوی توانست با اعلام حکومت نظامی و ایجاد وحشت و کشتار وسیع انقلاب مردم را برای مدتی مهار نماید.

 

11 مرداد 1342 (جمعه)

 

ـ آزادی از زندان و بازداشت خانگی امام خمینی

 

پس از تظاهرات 15 خرداد رژیم که از عواقب بازداشت امام خمینی هراس داشت ایشان را از زندان پادگان عشرت‌آباد به منزلی مربوط به ساواک در داودیه تهران منتقل نمودند و آنجا را تحت نظر کامل قرارداد ولی ساعتی بعد سیل جمعیت به سوی داودیه سرازیر شد. در این منزل بود که روحانیون وقایع 15 خرداد را برای امام تشریح کردند و اطلاع مردم از قیام مردم ایشان را به سختی منقلب نمود تا آنجا که فرمود: «تا ملت عمر دارد غمگین در مصیبت 15 خرداد است .... واقعه 15 خرداد پشت ما و هر مسلم غیرتمندی را می‌شکند.»

 

 

روز شمار انقلاب سال 1343

 

17 فروردین 1343 (دوشنبه)

 

ـ آزادی امام خمینی از بازداشت خانگی

 

امام خمینی پس از 9 ماه بازداشت خانگی ساواک، آزاد گشته و روز 18 فروردین 1343 (سه‌شنبه) به منزل شخصی خود در قم مراجعت نمودند.

 

3 مرداد 1343 (شنبه)

 

ـ تصویب قانون کاپیتولاسیون

 

طبق این قانون، مأمورین سیاسی و مستشاران خارجی در ایران از تقعیب قانون و جزایی مصون هستند و در صورت ارتکاب جرم یا عمل خلاف قانون به کشورشان جهت بررسی یا محاکمه عودت داده خواهند شد. رژیم پهلوی از ترس عکس‌العمل مردم خبر تصویب این قانون را تا مدتی اعلام نکرد.

 

4 آبان 1343 (دوشنبه)

 

ـ پایداری امام خمینی در برابر کاپیتولاسیون

 

بعد از انتشار خبر تصویب قانون کاپیتولاسیون و پایمال کردن حقوق ملت ایران در برابر یک عده افراد خارجی، حضرت امام خمینی در این روز طی یک سخنرانی مشروح این قانون را برای مردم با عبارت ساده و قابل فهم عرضه می‌نماید و مردم را به قیام برای کسب استقلال و حقوق خود فرا می‌خوانند.

 

13 آبان 1343 (چهارشنبه)

 

ـ‌ تبعید حضرت امام خمینی به ترکیه

 

پس از سخنرانی امام خمینی در رابطه با قانون کاپیتولاسیون و هراس حکومت از تکرار حماسه پانزده خرداد رژیم تصمیم بر تبعید ایشان می‌گیرد و در شب 13 آبان خانه ایشان را با صدها کماندو و چترباز مسلح محاصره نموده و پس از دستگیری ایشان را به تهران منتقل می‌نماید و مستقیما به فرودگاه مهرآباد می‌برند و از آنجا با هواپیما به ترکیه منتقل نمودند و ایشان را به محلی به نام بورسا تبعید کردند. رژیم برای جلوگیری از قیام مردم شهرهای مهم ایران را به اشغال قوای نظامی درآورد و به هیچ کس اجازه خروج از خانه را نمی‌دهد و بدین شکل رژیم توانست از خروش مردم در امان بماند.

 

1 بهمن 1343 (پنج شنبه)

 

ـ اعلام انقلابی حسنعلی منصور

 

حسنعلی منصور که نخست وزیر شاه بود توسط برادران بخارایی و مرتضی نیک نژاد از هیأتهای مؤتلفه اسلامی اعدام گردید.

 

صفحه اصلی

روز شمار انقلاب سال 1344

 

21 فروردین 1344 (شنبه)

حمله به محمدرضا پهلوی در کاخ مرمر توسط سرباز شهید رضا شمس‌آبادی

 

26 خرداد 1344 (چهارشنبه)

 

چهارتن از جانبازان هیأتهای مؤتلفه اسلامی (بخارایی ـ امانی ـ ‌هرندی‌ ـ‌ نیک نژاد) به دست رژیم پهلوی به شهادت رسیدند.

 

13 مهر 1344 (سه شنبه)

 

ـ تغییر محل تبعید امام خمینی به نجف اشرف

 

رژیم که از حرکت‌های انتقامی علیه خودش به واسطه تبعید حضرت امام وحشت داشت تصمیم گرفت به حالت تبعید امام خمینی پایان دهد بدون اینکه ایشان را به کشور بازگرداند. به همین دلیل با دولت عراق مذاکراتی به عمل آورد و موافقت این دولت را جلب نمود و امام خمینی و فرزندش حاج مصطفی را به عراق و شهر نجف اشرف انتقال داد.

 

روز شمار انقلاب سال 1346

 

 

17 دی 1346 (یک شنبه)

 

جهان پهلوان غلامرضا تختی به دست ساواک کشته شد.

 

 

روز شمار انقلاب سال 1349

 

20خرداد 1349 (چهارشنبه)

آیت‌الله محمدرضا سعیدی در زندان و شکنجه‌گاههای رژیم پهلوی به دلیل طرفداری از آیت‌الله خمینی توسط ساواک به شهادت رسید.

 

صفحه اصلی

روز شمار انقلاب سال 1350

 

 

8 اردیبهشت 1350 (چهارشنبه)

 

کارگران کارخانه جهان چیت کرج که برای احقاق حق خود قیام کرده بودند توسط ارتش قتل عام شدند.

 

وز شمار انقلاب سال 1353

 

7 دی 1353 (شنبه)

 

آیت‌الله حسین غفاری در زندان رژیم پهلوی به شهادت رسیدند

 

روز شمار انقلاب سال 1356

 

29 خرداد 1356 (یک شنبه)

 

دکتر علی شریعتی در خارج از کشور به وسیله ساواک رژیم پهلوی به شهادت رسید.

 

15 خرداد 1356 (شنبه) امیرعباس هویدا نخست وزیر 13 ساله رژیم پهلوی به دلیل فساد و عدم کارآیی دولتش استعفا نمود و جمشید آموزگار به عنوان نخست وزیر منصوب گردید.

 

1 آبان 1356 (یک شنبه)

 

ـ شهادت فرزند امام

 

حاج سیدمصطفی خمینی فرزند بزرگ امام خمینی در عراق به دست عوامل و مأمورین امنیتی ساواک رژیم پهلوی با همکاری رژیم بعث عراق به شهادت رسید.

 

17 دی 1356 (شنبه)

 

ـ مقاله روزنامه اطلاعات و توهین به امام خمینی

 

به مناسبت سالروز سیاه کشف حجاب مقاله‌ای تحت عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» به قلم احمد رشیدی مطلق به چاپ رسید که در آن به روحانیت به ویژه آیت‌الله العظمی امام خمینی اهانت شده بود و نویسنده با وقاحت تمام ایشان را که تمام وجودش در خدمت اسلام و مردم بود مستقیما مورد اهانت قرار داده بود.

 

18 دی 1356 (یک شنبه)

 

ـ عکس‌العمل مردم برابر مقاله اطلاعات

 

موجی از خشم و نفرت سرتاسر ایران را فرا گرفت ولی در قم بلافاصله نتایج آن ظاهر گشت مدارس علمیه، منابر و نماز جماعت تعطیل گردید. مردم به طرف منزل آیات عظام حرکت کردند تا صدای اعتراض خود را وسعت بخشند. تعدادی از نسخ روزنامه اطلاعات پاره شد و تظاهرات اوج گرفت که با حمله پلیس به زد و خورد تبدیل شد و پس از مدتی پایان گرفت.

 

19 دی 1356 (دوشنبه)

 

ـ قیام خونین مردم قم

 

ق قرار طلاب همگی جلوی مدرسه علمیه خان و میدان آستانه جمع شدند و به سوی منزل علمای اسلام حرکت کردند و تا ظهر این برنامه و حضور گسترده مردم ادامه داشت تا اینکه مأمورین جلوی مردم قرار گرفتند و به دستور ساواک آنها را به گلوله بستند و تعداد زیادی از مردم بی‌گناه را به خاطر حفظ احترام مرجع تقلیدشان که خواسته آنها بود به شهادت رساندند.

 

29 بهمن 1356 (شنبه)

 

ـ قیام مردم تبریز

 

به مناسبت چهلم شهدای قم مردم تبریز به پا خاستند و حرکت آغاز شده را تداوم بخشیدند در این روز در تبریز عزای عمومی اعلام شد و علمای تبریز مجلس ختم برگزار نمودند. پلیس اطراف مسجد را محاصره نمود و از ورود جمعیت ممانعت کرد و اجتماع مردم متراکم شد و پلیس برای ارعاب و متفرق نمودن شروع به تیراندازی هوایی کرد و مردم به مأمورین حمله نمودند و با شعار درود بر خمینی و مرگ بر شاه راه‌پیمایی بزرگی را آغاز کردند و پلیس که قدرت مقاومت را از دست داده بود از ارتش کمک خواست و تظاهرات مردم به خاک و خون کشیده شد.

 

روز شمار انقلاب سال 1357

 

10 فروردین 1357 (پنج شنبه)

 

ـ قیام مردم یزد

 

در روزهای نهم و دهم فروردین مردم یزد به تبعیت از رهبر انقلاب عید را تحریم کردند و برای بزرگداشت شهدای تبریز، خود را مهیا ساختند. در روز چهارشنبه 9 فروردین مردم بعد از مراسم به خیابان ریختند و با شعارهای درود بر خمینی و مرگ بر شاه به راه‌پیمایی پرداختند و روز پنج شنبه 10 فروردین به دعوت آیت‌الله صدوقی تعطیل عمومی اعلام گشت و مردم در مساجد گرد آمدند و بازگشت امام خمینی و آزادی زندانیان سیاسی و نابودی رژیم پهلوی را خواستار شدند و در خاتمه جلسه به خیابان آمدند اما با تمرکز قوای پلیس و ارتش مواجه شدند. تیراندازی آغاز شد و گروهی به شهادت رسیدند و عده زیادی مجروح گردیدند.

 

25 اردیبهشت 1357 (دوشنبه)

 

در پی اوج‌گیری تظاهرات و درگیریهای مردم با عوامل رژیم پهلوی ، دولت آموزگار به مأمورین نظامی و انتظامی در برابر آشوبها دستور شدت عمل داد.

 

15 خرداد 1357 (دوشنبه) به مناسبت سالگرد 15 خرداد در تهران و شهرستانها تعطیل و اعتصاب سراسری اعلام گردید.

 

30 تیر 1357 (جمعه) ـ تولد منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج)

 

مردم ایران برای نشان دادن نفرت خویش از رژیم پهلوی مراسم چراغانی و جشن شادی در این روز خجسته را تحریم کردند.

 

31 تیر 1357 (شنبه)

 

حجت‌الاسلام شیخ احمد کافی خطیب مشهور در اثر تصادف ساختگی بشهادت رسید.

 

21 مرداد 1357 (شنبه)

 

درگیری خونین در اصفهان و اعلام حکومت نظامی در این شهر که توسط فرماندار نظامی شهر به اجرا درآمد.

 

25 مرداد 1357 (چهارشنبه)

 

ـ اعلام حکومت نظامی توسط دولت آموزگار

 

دولت برای کنترل اوضاع در سطح کشور بخصوص در استانهایی که افراد خارجی در آن حضور بیشتری دارند در چند شهر اعلام حکومت نظامی نمود.

 

28 مرداد 1357 (شنبه)

 

ـ فاجعه سینما رکس آبادان

 

رژیم پهلوی برای ارعاب و ایجاد وحشت در میان مردم دستور به آتش کشیدن سینما رکس آبادان را داد در حالی که مردم بی‌خبر و بی‌گناه مشغول تماشای فیلم بودند. این فاجعه باعث مرگ 400 الی 60 انسان بی‌گناه گردید.

 

5 شهریور 1357 (یک شنبه)

 

ـ سقوط دولت جمشید آموزگار

 

در پی رسوایی فاجعه سینما رکس آبادان و عدم توفیق دولت آموزگار در سرکوب مردم و ایجاد اصلاحات در جهت تحکیم رژیم پهلوی‌، آموزگار را از مقام خود استعفا داد.

 

ـ تشکیل دولت شریف امامی : در پی سقوط دولت آموزگار، شریف امامی استاد اعظم لژ فراماسونری در ایران مأمور تشکیل دولت گردید.

 

13 شهریور 1357 (دوشنبه)

 

ـ راه‌پیمایی عید فطر

 

نماز عید فطر با حضور میلیونها نفر از مردم با ایمان تهران برگزار شد و بعد از نماز عید مردم به راه‌پیمایی پرداختند و خواستار لغو حکومت شاهنشاهی شدند.

 

17 شهریور 1357 (جمعه)

 

ـ جمعه سیاه

 

پس از راه‌پیمایی عید فطر و عدم دخالت قوای انتظامی مردم امیدوار شدند که قوای انتظامی به راه‌پیمایی‌های آرام کاری نخواهند داشت. جمعه 17 شهریور مردم صبح زود به حرکت در آمدند. در همین هنگام دولت ساعت 6 صبح در تهران و 12 شهر بزرگ دیگر حکومت نظامی اعلام کرد و مردم که از این امر اطلاع نداشتند دسته دسته به طرف محل تجمع که میدان ژاله (شهدا) بود حرکت کردند و در میدان با سربازان سر تا پا مسلح مواجه شدند. آنها مردم را محاصره نمودند و سپس شلیک کردند و به قصد کشتن آنها را هدف قرار دادند. در این فاجعه هزاران نفر در سراسر کشور و از جمله میدان شهدا (ژاله سابق) تهران به شهادت رسیدند.

 

2 مهر 1357 (یک شنبه)

 

منزل امام خمینی در عراق توسط پلیس این کشور محاصره گردید .

 

3 مهر 1357 (دوشنبه)

 

حزب رستاخیز که توسط رژیم پهلوی تأسیس شده بود منحل گردید.

 

10 مهر 1357 (دوشنبه)

 

ـ هجرت امام خمینی از عراق به کویت

 

با افزایش فشارها و جلوگیری دولت عراق از فعالیت‌های سیاسی حضرت امام خمینی ایشان تصمیم به خروج از این کشور گرفتند. به همین دلیل به طرف کویت حرکت کردند. امام دولت کویت به ایشان مجوز ورود به کویت را ندادند.

 

13 مهر 1357 (پنج شنبه)

 

- هجرت امام خمینی از عراق به پاریس

 

در پی عدم ورود امام خمینی به کویت و جلوگیری دولت عراق از بازگشت ایشان به نجف اشرف، امام خمینی تصمیم می‌‌‌‌‌‌گیرند برای ادامه مبارزه به فرانسه مهاجرت نمایند.

 

17 مهر 1357 (دوشنبه)

 

ـ تغییر مکان امام خمینی از پاریس به دهکده نوفل لوشاتو

 

ـ دولت فرانسه از فعالیت‌های سیاسی آیت‌الله خمینی جلوگیری می‌نماید.

 

19 مهر 1357 (چهارشنبه)

 

اعتصاب کارکنان مطبوعات در سراسر کشور آغاز گردید.

 

24 مهر 1357 (دوشنبه)

 

ـ رژیم پهلوی مسجد جامع کرمان را به آتش کشید.

 

ـ به مناسبت چهلم شهدای 17 شهریور عزای عمومی اعلام شد.

 

29 مهر 1357 (شنبه)

 

ـ اعتصاب کارکنان صنعت نفت

 

- با اعتصاب همگانی کارکنان و کارمندان صنعت نفت پالایشگاههای سراسر کشور در خطر تعطیل شدن قرار گرفت.

 

3 آبان 1357 (جمعه )

 

آزادی زندانیان سیاسی از جمله آیت الله طالقانی از زندان رژیم پهلوی

 

8 آبان 1357 (دوشنبه)

 

آیت‌الله طالقانی از بند رژیم پهلوی آزاد شدند.

 

10 آبان 1357 (چهارشنبه)

 

ارتش کنترل تأسیسات نفتی کشور را در دست گرفت.

 

13 آبان 1357 (شنبه)

 

ـ تظاهرات دانش‌آموزان و دانشجویان در مقابل دانشگاه تهران به خاک و خون کشیده شد.

 

ـ آیت‌الله مفتح از زندان آزاد گردید.

 

15 آبان 1357 (دوشنبه)

 

ـ استعفا و سقوط کابینه شریف امامی در پی حوادث خونین 13 آبان اعلام گردید.

 

ـ تشکیل دولت نظامی به نخست وزیری ژنرال ازهاری اعلام گشت.

 

10 آذر 1357 (جمعه)

 

فریاد الله‌اکبر بر فراز بامها،‌ سراسر کشور را فرا گرفت.

 

11 دی 1357 (دوشنبه)

 

ـ روزهای خونین در مشهد مقدس

 

با اوج‌گیری تظاهرات مردم مشهد سربازان و مأمورین امنیتی در روزهای 9 ،‌ 10 و 11 دی ماه با حمله به حرم مطهر امام رضا (ع) و مردم در خیابانها و بیمارستانها عده زیادی را به شهادت رساندند و گروهی را مجروح نمودند.

 

16 دی 1357 (شنبه)

 

ـ دولت نظامی ازهاری سقوط کرد.

 

ـ‌ شاهپور بختیار از اعضای جبهه ملی ایران مأمور تشکیل کابینه از طرف محمدرضا پهلوی گردید و به سمت نخست وزیر منصوب شد.

 

23 دی 1357 (شنبه)

 

به دستور امام خمینی شورای انقلاب تشکیل گردید.

 

26 دی 1357 (سه شنبه)

 

ـ شاه رفت

 

ایران امروز غرق در نور و گل و شیرینی بود و مردم فرار محمدرضا پهلوی را جشن گرفتند. شاه که برای فرار خود معالجعه بیماری را دست‌آویز قرار داده بود در حقیقت برای انجام کودتایی دیگر به سبک 28 مرداد 1332 آماده می‌شد.

 

29 دی 1357 (جمعه)

 

اصول جمهوری اسلامی در راه‌پیمایی میلیونی مردم ایران اعلام گردید.

 

3 بهمن 1357 (سه شنبه)

 

شورای سلطنت که برای حفظ رژیم سلطنتی در ایران تشکیل شده بود منحل گردید.

 

4 بهمن 1357 (چهارشنبه)

 

برای جلوگیری از حضور امام خمینی در بین مردم ایران ارتش فرودگاه مهرآباد را به اشغال درآورد.

 

5 بهمن 1357 (پنج شنبه)

 

دولت بختیار 3 روز فرودگاههای کشور را بست.

 

7 بهمن 1357 (شنبه)

 

ـ‌ تحصن روحانیون مبارز در دانشگاه تهران در اعتراض به بستن فرودگاهها آغاز شد.

 

ـ راه‌پیمایی میلیونی مردم در تهران به مناسبت 28 صفر برگزار گردید.

 

9 بهمن 1357 (دوشنبه)

 

ـ فرودگاه برای ورود امام خمینی بازگشایی شد

 

در پی اعتصابات و تظاهرات و راه‌پیمایی مردم که خواستار بازگشایی فرودگاه مهرآباد بودند. دولت بختیار فرودگاه مهرآباد را از اشغال نظامی خارج کرد.

 

11 بهمن 1357 (چهارشنبه)

 

ـ مأمور ارتش در خیابانهای تهران

 

دولت برای ترساندن مردم و ایجاد حکومت وحشت با انجام رژه نظامیان در تهران و ترویج شایعه کودتا توسط ارتش دست به حیله دیگری برای انحراف مبارزات مردم ایران زد.

 

12 بهمن 1357 (پنج شنبه)

 

ـ ساعت 9 و 27 دقیقه و 30 ثانیه حضرت امام خمینی پس از پانزده سال تبعید پای بر خاک ایران گذاشتند.

 

ـ فرمانداری نظامی بر اثر فشار مردم راه‌پیمایی و تظاهرات را برای 3 روز آزاد اعلام کرد.

 

ـ‌ نظامیان مستقر در تلویزیون به طور ناگهانی پخش مراسم استقبال را قطع کردند.

 

17 بهمن 1357 (سه شنبه)

 

ـ ‌بر اساس پیشنهاد شورای انقلاب، حضرت امام خمینی دولت موقت را به مردم معرفی نمودند.

 

ـ دولت موقت به ریاست مهندس مهدی بازرگان تشکیل گردید.

 

19 بهمن 1357 (سه شنبه)

 

ـ‌ راه‌پیمایی مردم ایران در حمایت از دولت موقت انجام شد.

 

ـ‌ نیروی هوایی ارتش با حضرت امام خمینی بیعت کردند.

 

ـ‌ حضرت امام خمینی به زیارت حضرت عبدالعظیم (س) رفتند.

 

20 بهمن 1357 (جمعه)

 

ـ‌ طرفداران قانون اساسی با تجمع در استادیوم امجدیه (شهید شیرودی‌) دست به تظاهرات زدند.

 

ـ‌ ساعت 9 شب سربازان گارد شاه به پادگان نیروی هوایی در شرق تهران (خ دماوند) حمله نمودند.

 

ـ‌ مردم برا ی کمک به سربازان نیروی هوایی مسلح شدند.

 

21 بهمن 1357 (شنبه)

 

ـ دولت بختیار زمان حکومت نظامی را افزایش داده و حکومت نظامی را از ساعت 4 بعدازظهر اعلام نمود.

 

ـ حضرت امام خمینی دستور شکستن زمان حکومت نظامی و حضور مردم در خیابانها را صادر نمودند.

 

ـ‌ در تهران و شهرستانها بین سربازان گارد و مردم مسلح درگیریهای بسیار شدید رخ داد.

 

22 بهمن 1357 (دوشنبه)

 

ـ تهران صحنه جنگ خونین مسلحانه بین مردم و سربازان طرفدار رژیم پهلوی گردیده است.

 

ـ نهایتا با تسلیم تمامی نیروهای نظامی و پیروزی مردم مسلمان ایران رژیم ستمشاهی پس از 57 سال ظلم و ستم متلاشی گردید.

 

 

منابع:

http://dari.irib.ir

دسته ها :
پنج شنبه نوزدهم 10 1387

بسترها و زمینه های شکل گیری انقلاب

 

اکنون در آستانه سی امین سال انقلاب اسلامی قرار داریم ، انقلابی که ماهیت آن با سایر انقلابهای جهان ، متفاوت است . انقلاب اسلامی در فبروری سال 1979 در ایران به پیروزی رسید و بسیاری از معادلات منطقه ای و جهانی را تغییر داد . دشمنان انقلاب اسلامی از همان آغاز ، وعده شکست قریب الوقوع این انقلاب بزرگ و مردمی را دادند . اما هم اینک نزدیک به سه دهه است که انقلاب اسلامی علی رغم همه فراز و نشیبها ، سرافرازانه به حیات پربرکت خود ادامه می دهد و به عنوان الگوی بیداری اسلامی در جهان مطرح است . از نگاه کارشناسان ، تداوم نهضت اسلامی مردم ایران ، مدیون ماهیت الهی و اسلامی آن ، قدرت و صلابت رهبری و پایمردی و استقامت ملت ایران است . اما سؤال مهم درمورد این تحول بزرگ آن است که چرا مردم ایران دست به انقلاب زدند و چه عوامل و زمینه هایی باعث شد تا آنها با رهبری مدبرانه امام خمینی (ره) ، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ، بساط رژیم وابسته و مستبد پهلوی و حامیان خارجی آن را برچینند .

 

برای پاسخ به این سؤال باید تاریخ را ورق بزنیم و به قرن ها پیش باز گردیم . جهان اسلام که با تکیه بر تعالیم و آموزه های اسلام ، تمدنی درخشان را در تاریخ عرضه کرده بود ، به تدریج گرفتار انحطاط و رکود شد . مسلمانان به دلیل عوامل متعدد اجتماعی و فرهنگی بویژه دوری از اندیشه های مترقی اسلام ، از شکوه و عظمت دیرینه باز ماندند و حرکت رو به به جلوی آنها کُند شد . دولت های غربی با استفاده از سستی و غفلت مسلمانان ، سلطه استعماری خود را بر ملت های مسلمان گسترش دادند . ایران نیز به عنوان بخشی از جهان اسلام که زمانی پرچمدار علم و دانش بود ، از یک سو گرفتار رکود علمی و فرهنگی شد و از سوی دیگر مداخلات بیگانگان ، ملت ایران را از تحرک و پیشرفت باز داشت . درواقع نفوذ مخرب و غارتگرانه دولتهای غربی در ایران ، از عوامل مهم شکل گیری نهضت اسلامی مردم ایران به شمار می رود . البته نفوذ استعماری ، چپاول ثروتها و تغییر هویت و فرهنگ ملتهای تحت سلطه ، قرنهاست علیه کشورهای در حال توسعه ، بویژه ملل مسلمان اعمال می شود. در طول این مدت ، دولتهای غربی کوشیده اند تا ثروتها و منابع ملی کشورهای درحال توسعه را به یغما ببرند و آنها را از لحاظ رشد و انکشاف اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی ، عقب نگه دارند .

 

دربرابر رکود و بی تحرکی جوامع مسلمان ، اندیشمندان دلسوز جهان اسلام ، برای بیداری و هوشیاری مسلمانان ، برخی گامهای اصلاحی را برداشتند . بدیهی است این گونه اقدامات ، تاثیرات مقطعی و کوتاه مدت داشت و نتوانست تحرکی بنیادین در جهان اسلام ایجاد کند . انقلابی را که امام خمینی (ره ) در ایران بوجود آورد ، درواقع حرکتی بزرگ و توفنده علیه استعمارگران غربی و درجهت بیداری امت اسلامی بود . چرا که مردم مسلمان ایران اگرچه تحت استعمار مستقیم دولتهای غربی نبودند ، اما همواره نفوذ این دولتها را در ایران برای غارت منابع و ذخایرشان ، مشاهده می کردند . با اتکاء به دولتهای غربی و در رأس آنها امریکا بود که رژیم استبدادی و وابسته پهلوی بوجود آمد و حدود نیم قرن به حیات خود ادامه داد .

 

رضاخان ، مؤسس سلسله پهلوی در سال 1921 م طی کودتایی که توسط دولت انگلیس تدارک دیده شده بود ، قدرت را در ایران در دست گرفت و چهار سال بعد ، با اعمال زور و دیکتاتوری ، پارلمان ایران را مجبور کرد که تاسیس حکومت پهلوی را به رسمیت بشناسد . در این زمان که مصادف با سالهای پس از جنگ جهانی اول بود ، در پی شکست و تجزیه امپراتوری عثمانی ، استعمار انگلیس ، میدان وسیعی برای یکه تازی در خاورمیانه یافت و تعدادی از کشورها ، ازجمله فلسطین و عراق را تحت سلطه خود درآورد . انگلیس ، برای تداوم سیاستهای استعمارگرانه خود ، دامنه نفوذ خود را در کشورهای منطقه ازجمله ایران گسترش داد . تا سال 1951 که جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران به پیروزی رسید ، انگلیس قدرت بلا منازع و مداخله گر اصلی در امور ایران بود . دو سال بعد و در پی کودتای امریکایی انگلیسی اگوست 1953 ، امریکا به قدرت برتر در ایران تبدیل شد و این وضعیت تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 ، ادامه یافت . در واقع رضا خان و پسرش محمد رضا پهلوی در طول سلطنت 53 ساله خود ، همواره به حمایت قدرتهای غربی متکی بودند .

 

محمد رضا پهلوی ، جانشین رضا خان ، به قدری به امریکا وابسته بود که حتی در کوچکترین امور ، به منافع دولت امریکا می اندیشید و در سیاست خارجی ، تابع محض مواضع واشنگتن بود . چنانکه براساس دکترین امنیتی امریکا موسوم به « امنیت دو ستونی » ، ایران و عربستان بازوهای اجرایی سیاستهای امنیتی امریکا در منطقه بودند . رژیم شاه ، روابطی بسیار نزدیک با رژیم صهیونیستی داشت و برای حفظ منافع امریکا ، ایران به پیمان سنتو که معاهده ای علیه شوروی سابق بود ، پیوست . در داخل ایران نیز ، تصمیمات مهم با نظر مقامات قصر سفید ، گرفته می شد و سفیر امریکا در ایران ، نقش مهمی در جهت دهی به سیاستهای رژیم دیکتاتوری شاه داشت . به همین دلیل ، مردم ایران ، دولت امریکا را شریک جنایات و ستمکاری های رژیم شاه می دانند .

 

از جمله سیاست های شاه ایران که با حمایت کامل آمریکا اجرا می شد، نظامی گری بود . از سال 1973 که قیمت نفت افزایش چشمگیری پیدا کرد ، قسمت زیادی از درآمدهای نفتی ایران صرف اردو و خریدهای تسلیحاتی می شد . براساس آمارها ، در فاصله سالهای 1971 تا 1977 ، شاه مستبد ایران 12 میلیارد دالر اسلحه از کشورهای غربی خرید . این در حالی بود که بخش اعظم مردم ایران در فقر و تنگدستی بسر می بردند و ایران با خطر مهمی روبرو نبود تا به این حجم عظیم از خریدهای تسلیحاتی نیاز داشته باشد . اردوی کاملا" مسلح و به ظاهر قدرتمند ایران ، این توهم را در شاه ایجاد کرد که با تکیه به نیروهای نظامی ، هرگز سرنگون نخواهد شد . اما او به این واقعیت توجه نداشت که بدنه نیروهای نظامی او را مردمی تشکیل می دادند که از سلطه بیگانگان و استبداد و خفقان رژیم شاه ، ناراضی بودند .

 

منابع سرشار نفت ایران ، موجب شد که بیگانگان به ایران ، چشم طمع بدوزند. صنعت نفت ایران ، علی رغم مخالفتهای ملت ، مدتها دراختیار انگلیس و سپس امریکا بود . به طوری که 40 فیصد از سهام کنسرسیوم نفت ایران به شرکتهای امریکایی تعلق داشت . درآمد نفت نیز درجهت منافع نامشروع بیگانگان بویژه امریکا مصرف می شد . شاه بدون توجه به خواست مردم ایران ، 65 فیصد از نفت رژیم صهیونیستی و 95 فیصد از نفت رژیم نژاد پرست آپارتاید در افریقای جنوبی را تامین می کرد . علاوه براین ، خرید تسلیحات از امریکا باعث حضور روز افزون مستشاران امریکایی در ایران و انتقال درآمد حاصل از نفت به جیب سرمایه داران امریکایی می شد . همچنین رژیم شاه در طرحهای مهم اقتصادی و صنعتی ، عمدتا" از شرکتهای امریکایی و اروپایی استفاده می کرد که سود آن نیز عاید این شرکتها می شد.

 

البته طرحهای بزرگ اقتصادی و صنعتی رژیم پهلوی ، بیشتر جنبه نمایشی و تبلیغاتی داشت و عملا" نفع چندانی برای توده های مردم نداشت . خانم پروفسور نیکی کدی ( Nikki Keddie ) استاد تاریخ دانشگاه امریکایی کالیفرنیا در کتاب " ریشه ها و نتایج انقلاب " با تاکید بر این موضوع ، اضافه می کند : « پروژه های صنعتی اقتصادی زمان شاه ، طرحهای بی جهت بزرگی بود که چندان مطابق با شرایط ایران طراحی نشده بودند و در حد اسراف ، گران و پرخرج بود و بطور عمده نیز، جز ناکامی اقتصادی به بار نمی آورد این درحالی بود که جمع کثیری از مردم ایران از لحاظ اقتصادی در تنگنای معیشتی قرار داشتند . از طرف دیگر ، فساد اقتصادی و مالی وابستگان شاه و برخورداری آنها از انواع مزایا و امتیازات ویژه ، به فاصله طبقاتی در جامعه دامن می زد .

 

شاه برای سرپوش گذاشتن بر اختلافات اقتصادی و فقر و تبعیض در میان مردم ، در سال 1962 طرحی به ظاهر اصلاحی را برای اقتصاد ایران اعلام کرد . اما این طرح نیز موجب کاهش رونق زراعت و هجوم روستائیان به شهرها و درمجموع ، افزایش فقر و مهاجرت شد . بویژه آنکه اقلیتی کوچک که عمدتا" وابسته به دربار بودند ، ثروت های انبوهی گرد آورده بودند و ثروتمندان و وابستگان به دربار ، بیشترین بهره را از درآمدهای حاصل از نفت ، نصیب خود می کردند . خانم کدی در کتاب خود در این زمینه تصریح می کند

به نظر می رسد هیچ شکی وجود نداشته باشد که اصلاحات محمد رضا شاه عمدتا" از جیب طبقات محروم و به نفع یک طبقه برگزیده کوچک بود . به این ترتیب ، مردم ایران در زمان شاه ، از اقتصادی بیمار که از یک طرف منافع بیگانگان و از طرف دیگر ، منافع وابستگان رژیم را تامین می کرد ، رنج می بردند . وضعیت نابسامان و تبعیض آمیز اقتصادی ، تنها یکی از دلایل انقلاب مردم ایران علیه رژیم شاه بود .

 

منابع:

http://dari.irib.ir

 

دسته ها :
چهارشنبه هجدهم 10 1387

نقش ها و شخصیت ها در انقلاب

 

از ویژگی های بارز انقلاب اسلامی ایران ، حضور گسترده و تعیین کننده مردم در آن بود . به طوری که مردم شهرهای مختلف ایران در مراحل گوناگون شکل گیری انقلاب، نقش اساسی را به عهده داشتند . از میان اقشار و صنوف گوناگونی که در انقلاب ملت ایران مشارکت داشتند ، نقش روحانیون و علما ، بارز و برجسته است . روحانیون در ایران ، مروج ارزش ها و تعالیم اسلام بوده اند و پایگاه اصلی آنها مسجد است . روحانیون از نظر ساختار اجتماعی ، معمولا" از متن مردم برخاسته اند و با مشکلات و ناملایمات زندگی توده های مردم از نزدیک آشنایی دارند . روحانیون از آنجا که خود ، مبلغ و مروج تعالیم اسلام هستند ، مورد پذیرش عموم مردم قرار دارند . مردم ایران به علما اعتماد و اطمینان دارند و در امور زندگی با آنها مشورت می کنند . از جمله در بسیاری از اختلافات اجتماعی و خانوادگی ، روحانیون به عنوان داوری منصف و مورد قبول ، به قضاوت خوانده می شوند و به حل دعاوی طرفین می پردازند . به این ترتیب ، علما به عنوان امین مردم شناخته می شوند . از لحاظ تاریخی ، ظلم ستیزی ، مخالفت با تبعیض و دفاع از مظلومان ، از ویژگی های روحانیت است . چرا که یکی از مهمترین آموزه های دین بزرگ اسلام ، مخالفت با ستم و بی عدالتی است . بر همین اساس ، قبل از انقلاب اسلامی ، روحانیون با شاه و جنایت ها و ستمکاری های او مخالف بودند و از حقوق مردم دفاع می کردند . علما که در میان مردم زندگی می کردند ، به خوبی از فقر ، محرومیت و مظلومیت توده های مردم مطلع بودند . روحیه انقلابی ، احساس مسئولیت و تقوای بسیاری از روحانیون باعث شد که مردم ایران ، آنها را به عنوان پیشروان و پیشگامان انقلاب خود به رسمیت بشناسند. چنانکه امام خمینی (ره) به عنوان برجسته ترین روحانی و عالم دینی به عنوان رهبر محبوب نهضت مردم ایران ، شناخته شد . اصولا" بسیاری از رهبران انقلاب اسلامی ایران ، از روحانیون زمان شناس و آگاه بودند . این افراد تحت تاثیر افکار انقلابی و مردمی امام خمینی قرار داشتند و در زمانی که ایشان در تبعید به سر می برد ، به شیوه های مختلف با امام در ارتباط بودند . آنها نظرات امام و مسائل نهضت را به سایر روحانیون و افراد انقلابی می رساندند و نقش مهمی در پیشبرد نهضت مردم ایران ، ایفا می کردند . به این ترتیب ، شبکه ای گسترده از روحانیون همچون یک رسانه پرقدرت مردمی ، ساماندهی و انتقال اطلاعات مربوط به انقلاب را دنبال می کرد . پیام های امام خمینی به مردم نیز از طریق همین شبکه گسترده منتقل می شد . شیوه مبارزه روحانیت با شاه ، همانگونه که امام تاکید می کرد ، غیر مسلحانه و برمبنای آگاهی بخشی به ملت بود . پایگاه روحانیون همواره مسجد بوده است . قبل از انقلاب اسلامی ، روحانیون با برگزاری مراسم دینی و مذهبی در این پایگاه مهم ، علاوه بر تبلیغ دین ، موضوعات سیاسی و انقلابی را مطرح می کردند . در واقع ، یکی از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی ایران که توسط امام خمینی مطرح و تثبیت شد، تفکیک ناپذیری دین از سیاست است . روحانیون در مراسم مختلف از جمله پس از نمازهای جماعت ، عزاداری ها و اعیاد و سایر مناسبت های مذهبی به ترویج اندیشه های انقلابی می پرداختند . در این میان ، روحانیت بر پیام امام خمینی مبنی بر وحدت همه اقشار مردم در مبارزه با شاه و آمریکا تاکید می کرد و به همین دلیل نیروهای مخالف رژیم شاه ، حول محور علما و روحانیون مبارز با هم متحد شدند .

امام خمینی ( ره ) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ، همواره نقش مسجد را در پیروزی انقلاب اسلامی متذکر می شد . ایشان در مصاحبه ای با حامد الگار ، اندیشمند مسلمان و استاد دانشگاه برکلی آمریکا ، می فرماید : در تمام مراحل ( انقلاب ) ، روحانیت نقش اول را داشت .... آن که ملت را بسیج کرد ، روحانیون بودند .... اگر روحانیت را از این نهضت از اول بر می داشتیم ، اصلا" نهضتی نمی شد ، مردم به حرف کس دیگری گوش نمی کردند ...

 

همانگونه که اشاره شد ، مسجد در تبلیغات مذهبی ، جایگاهی ویژه و برجسته داشت . این نقش ، ریشه در کارکردهای متعدد و مردمی مسجد دارد . اگر چه مسجد ، عبادتگاه مسلمانان است ، اما در اسلام ، از تجمع مردم در این مکان مقدس ، استفاده های گوناگون می شود . چنان که پیامبر اکرم (ص) برای حل مشکلات و دعاوی مردم ، برگزاری جلسات مشورت با بزرگان ، حتی آموزش و بسیج نظامیان برای حضور در جبهه ها ، از مسجد استفاده می کرد .در ایران ، همچون بسیاری از کشورهای اسلامی ، تعداد زیادی مسجد وجود دارد . حتی دور افتاده ترین روستاها نیز از نعمت وجود چنین مکان مقدسی برخوردارند . در جریان انقلاب اسلامی ، حضور گسترده مردم در مساجد ، به ویژه در هنگام مراسم مذهبی ، این فرصت را برای اندیشمندان و سخنوران فراهم می کرد تا افکار مردم را روشن و به مبارزه با استبداد ترغیب کنند . همچنین در این اجتماعات ، مردم سازماندهی و بسیج می شدند تا در تظاهرات متعددی که رژیم شاه را به ستوه آورده بود ، شرکت کنند . احمد هوبر نویسنده و روزنامه نگار مسلمان سوئیسی می گوید : " در بدو شکل گیری انقلاب اسلامی ، غرب اصلا متوجه مساجد و نقش آن ها در هدایت انقلاب نبود . حقیقت نیز این است که آمریکا و رژیم شاه هنگامی متوجه نقش مهم مساجد در سازماندهی تظاهرات و هدایت مبارزات مردم ایران شدند که کاری از دست آنها بر نمی آمد . مساجد علاوه بر نقش بسیج کننده مردم ، مرکزی برای هماهنگی و تبادل اطلاعات و اخبار در میان مردم بودند . روحانیون و جوانان انقلابی ، مردم را از اخبار نهضت آگاه می کردند و به آنها درمورد توطئه های رژیم شاه ، بویژه ایجاد تفرقه و چند دستگی توسط عوامل رژیم ، هشدار می دادند . جان استمپل ، از وابستگان سفارت امریکا در ایران در کتاب " درون انقلاب ایران " می نویسد : " سریع ترین و مطمئن ترین راه برای رساندن پیامهای انقلابی از شهری به شهری دیگر ، از طریق شبکه مساجد انجام می گرفت که توسط روحانیون رده بالا ، سازمان داده شده بود پروفسور حمید مولانا ، مشاور رئیس جمهوری ایران و کارشناس برجسته ارتباطات در این زمینه می گوید : انقلاب اسلامی ایران توسط مسجد سازماندهی شد و سرانجام نیز با نیروی مسجد به پیروزی رسید . در همه انقلابهای قرن بیستم ، رسانه ها نقش بزرگی ایفا کردند ، اما در انقلاب اسلامی ایران به دلیل عدم حضور رسانه ها ، این نقش بر عهده مسجد بود . "دکتر حامد الگار ، نیز نقش مسجد را در انقلاب ایران مورد بررسی قرار داده است . وی می گوید : " مسجد هسته اساسی تشکیلات انقلاب اسلامی بود . یکی از عناصر مهم در پیروزی انقلاب ، احیای مجدد مسجد و استفاده از تمام ظرفیتهای عملکردی آن بود . مسجد ، دیگر گریزگاهی از جامعه نبود تا مردم برای دوری جستن از دنیا و انجام عبادات ، به آن پناه ببرند ، بلکه مسجد به کانون مبارزه و مرکز قوماندانی تبدیل شد . به طور خلاصه مسجد شبیه آن چیزی شد که در عصر پیامبر بود . " به عبارت دیگر ، همانطور که پروفسور مولانا نیز اشاره می کند ، مساجد زمینه پیروزی انقلاب را فراهم کردند و انقلاب نیز به مساجد رونق تازه ای بخشید .

امام خمینی ( ره ) مسجد را سنگر می نامید و از مردم بویژه جوانان می خواست در مساجد فعالانه حضور یابند و به افشای جنایات رژیم شاه ، امریکا و رژیم صهیونیستی بپردازند . شاید بتوان خلاصه ای از نقش روحانیت و مسجد در پیروزی انقلاب اسلامی را در این بخش از کتاب " ایران: سراب قدرت " نوشته رابرت گراهام ، نویسنده سابق روزنامه تایمز مالی ، یافت . وی می نویسد : " واقعیت این است که روحانیون در ایران در میان مردم زندگی کرده و ارتباط بسیار نزدیکتری با آنها داشته اند و در نتیجه از احساسات توده ها آگاهی بیشتری دارند . مسجد نیز جزء لاینفک زندگی توده های مردم است . زمانی که روحانیت با برخی سیاستها مخالفت می کند ، نظراتش دارای چنان مشروعیتی است که حتی در سخت ترین شرایط ، مورد توجه مردم قرار می گیرد . از طرف دیگر ، شبکه ارتباطی روحانیت و سیستم مسجد ، قدرت تماس با همه اقشار مردم را برای آنها فراهم می کند

 

دسته ها :
چهارشنبه هجدهم 10 1387
X